تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
سلمه پرسيدم كدام آيت قرآن اوّل نازل شد ؟ گفت « يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ » گفتم مردم مىگويند : « اقرأ » بوده است ، گفت من از جابر پرسيدم او گفت « مدثر » من گفتم مردم گويند « اقرأ » بوده است گفت : من همان را نقل مىكنم كه پيغمبر فرمود . آنگاه گفت آن حضرت فرمود : زمانى به حرا ماندم چون آن روزگار به پايان رسيد فرود آمدم و ميان دره بودم كه آواز شنيدم و آنچه از هر سو نگريستم چيزى نديدم و چون به بالاى سرم نگاه كردم او را ميان آسمان و زمين نشسته ديدم از او ترسيدم و خديجه را ديدم گفتم مرا بپوشيد مرا پوشاندند و آب بر من ريختند . اين آيه نازل شد « يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ » . فى ظلال : شايد راه جمع ميان اين گفته ها اين باشد كه در اوّل وحى سوره ى « اقرأ » آمده و چندى وحى نرسيده است و آنگاه اين سوره آمده است كه « مدثر » اوّل سوره پس از انقطاع وحى بوده است . « قُمْ فَأَنْذِرْ » 2 مجمع : 1 - يعنى مترس كه شيطان را به تو دسترس نيست و تو پيغمبرى و مردم را هدايت بتوحيد كن 2 - بعضى گفته‌اند : يعنى تو كه مىخواهى بوسيله ى پيچيدن بجامه خود را از آزار آسوده دارى برخيز و از راه بيم دادن مردم آسايش خود بخواه 3 - گفته‌اند : خود را بجامه اى كوچك براى خواب پيچيده بود به او گفتند : بخواب مرو كه وقت كار است و مردم را از سر انجام بد بترسان . « وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ » 3 مجمع : 1 - يعنى از آنچه شايسته ى او نيست به دورش شمار 2 - در نماز بزرگش شمار و بگو : « اللَّه اكبر » . كشف : او را مقدّس شمار و شأن او را بزرگ دان تا در برابر عظمت او دشمن و حيله ى او به چشم تو كوچك آيد و آنچه جز او پرستند ناچيز باشد . تأويلات : يعنى اى كه گرفتار پوشاك تن و نماى بدن خود هستى ، ز هرچه دلبسته و وابسته گرفتاريهاى طبيعت هستى دست بدار و از خواب بيخودى بيدار باش و خود و ديگران را از عذاب بزرگ بترسان و جز پروردگارت چيزى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 399 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )