هر كه او نام كسى يافت ، از اين درگه يافت
اى برادر كس او باش و مينديش ز كس
« لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ - الخ » 1 طبرى : يعنى شتاب نكنيد بكارى در دين و يا جنگهاى خود پيش از آنكه خدا و پيغمبر حكمى براى شما كنند .
مجمع : « تُقَدِّمُوا » با فتح تاء و قاف و با ضمّ تاء و كسر قاف خواندهاند .
ابن جنّى گفته است : يعنى آنچه خود بپسنديد نكنيد تا آنچه خدا گفته است رها كنيد . يا جلو مداريد كارى بر آنچه خدا دستور داده است . زجّاج گفته است : هيچ كارى پيش از وقت كه خدا و پيغمبر معيّن كردهاند انجام ندهيد اگرچه پرداخت زكات باشد پيش از وقت وجوب آن . و گفتهاند : يعنى مگذاريد كسى جلو پيغمبر راه رود و همگى بدنبال آن باشيد در كار و سخن خود . حسن بصرى گفته است : مردمى پيش از نماز عيد قربانى خود را كشتند اين آيه براى آنها آمد و پيغمبر فرمان كرد ، دوباره قربانى كنند . ابن عبّاس گفته است : يعنى اگر در مجلسى بوديد كه از پيغمبر مسئله پرسيدند پيش از آن حضرت جواب نگوئيد .
« لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ » 2 طبرى : ابن الزّبير گفته است : قبيله اى كه شايد بنى تميم بودند بر پيغمبر وارد شدند و اقرع بن حابس با آنها بود . ابو بكر از آن حضرت استدعا كرد او را رئيس آن مردم كند و عمر گفت : اى پيغمبر اين كار مكن ميان ابو بكر و عمر گفتگو شد او گفت : تو ميخواهى بجز گفته ى من گفته باشى . اين گفت : من مخالفت تو نمىخواهم و آواز آنها به جائى رسيد كه از صداى پيغمبر بالاتر شد . اين آيه نازل شد .
« امْتَحَنَ اللَّه قُلُوبَهُمْ » 3 مجمع : قتاده و مجاهد گفتهاند : يعنى بمانند طلا كه بوسيله ى آتش در بوته آزموده و خالص مىشود خدا دلهاى اينها را آزمود و براى تقوى صاف و پاكيزه كرد . و بعضى گفتهاند : يعنى خدا دانست دلهاى اينها آزموده بتقوى است چون كسى كه چيزى را امتحان كرد براى دانستن