تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
پذير باشند ] ؟ 53 نه كه اين راست گويند بلكه بيم رستاخيز ندارند 54 ولى قرآن براى تذكّر است و راه يادآورى است 55 پس هر كه خواهد انديشه ى ، حق بدارد . [ و تو اى محمّد انديشه مدار كه ] 56 به ياد خدا نباشيد مگر كه او بخواهد و بايد كه پرهيزگار او بوند كه آمرزش از او است . سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره به حساب عراقيها پنجاه و شش آيه است و به حساب شاميها و بعضى قاريهاى مدينه و مكه پنجاه و پنج است كه در مجرمين و يتسائلون اختلاف كرده‌اند و آنها كه پنجاه و پنج آيه دانسته‌اند بعضى مجرمين و دسته اى يتسائلون را آيتى جدا دانسته‌اند . « أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ » 1 طبرى : اى كسى كه براى خواب خود را به جامه ات پيچيده اى و نقل كرده‌اند وقتى كه اين خطاب به آن حضرت شد خود را در قطيفه اى پيچيده بود . و نيز نقل است كه اوّل آيتى كه به پيغمبر نازل شد همين آيه بود چون جابر گفت : پيغمبر كه آغاز وحى را نقل ميكرد فرمود : من راه ميرفتم آوازى از آسمان شنيدم چون سر بلند كردم آن فرشته را كه بغار حرا نزدم آمد ديدم ميان آسمان و زمين روى كرسى نشسته است من از او ترسناك شدم و بى - آرام كه گوئى بارى سنگين بر دوش دارم و نزد خانواده‌ام رفتم و گفتم : زمّلوني زمّلوني يعنى چيزى بر من بيندازيد و چون مرا پوشاندند اين آيه نازل شد تا « وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ » و پس از آن وحى يكى از پس ديگرى بر من نازل شد . زهرى گفته است : وحى از پيغمبر قطع شد و چندى سخت اندوهناك بود و به قلَّهء كوهها مىدويد و بهر قله كه مىرسيد جبرئيل مىگفت : تو پيغمبر خدائى و دل آن حضرت آرام مىشد و خود پيغمبر اين سرگذشت را مىگفت در يكى از آن روزها كه راه ميرفتم همان فرشته كه بحرا نزدم مىآمد ديدم ميان آسمان و زمين بر كرسى نشسته از ترس سخت بىآرام شدم و نزد خديجه رفتم و گفتم : مرا بپوشيد . پس اين آيه نازل شد . و نيز زهرى گفته است اوّل قرآنى كه به پيغمبر نازل شد « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ » بود تا « ما لَمْ يَعْلَمْ » . و يحيى بن ابى كثير گفت : از ابو -