اينها نيست به خدا قسم لابلاى سخن او شيرينى است كه زيبائى و روانى آن را فراگرفته است قرآن او از بالا نور مىفشاند . و از زير پرتو مىاندازد بر هر سخنى برتر است و از آن برتر ممكن نباشد و هر آنچه را جز آن بود نرم خواهد كرد .
« انّ لقوله لحلاوة و انّ عليه لطلاوة و انّه لمنير اعلاه مشرق اسفله و انّه ليعلو و ما يعلى و انّه ليحطم ما تحته » ابو جهل گفت : خويش و پيوندانت اين را از تو نپسندند مگر كه چيزى در باره ى محمّد بگوئى . گفت باشد تا بينديشم . زان پس گفت « هذا سحر يؤثر » جادوى از ديگران گرفته و نشانه دار است . از آيت يازده به بعد براى اين سخن وليد نازل شد .
ترجمه :
11 اكنون مرا گذار و آنكه تك آفريدم
12 و مال بسيارش دادم
13 و فرزندانى بدور و برش
14 و ز همه چيز آسوده اش داشتم و بدسترسش نهاده
15 آنگاه آز افزايش داشت
16 ولى چنين نخواهد شد كه منكر آيات - ما بود
17 و به زودى براهى دشوارش بريم كه بيچاره اش كنيم
18 چه او در كار پيغمبر و قرآن بينديشيد و با خود نقشه اى كشيد
19 اى مرگ بر او چگونه طرح ويرانى كار ما كند ؟
20 باز هم او كشته باد كه چگونه سخنى ز خود ساخت كه در آن بنگريست
21 و رو ترش كرد
22 و پشت بگرداند
23 و خود را برتر از حقّ پذيرى نمود و گفت :
24 قرآن جز جادوى ديگران نبود
25 و همه گفتار آدميان باشد
26 ما بسزاى سخنش به زودى او را به آتش بريم
27 كه ندانى چگونه آتشى باشد [ همه را فرا گيرد كه ]
28 نه بجا گذارد و نه رها كند
29 و آدمى دگرگون كند
30 و نوزده نگهبانش بود .
جهت نزول : طبرى : چون اين آيه نازل شد « عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ » ابو - جهل با مردم گفت : اى گروه قريش محمّد آتشبانان را نوزده نفر گفته است مگر هر ده نفر شما نمىتوانيد با يكى از آنها برابرى كند . آيت 31 براى جواب او نازل شد كه آنها فرشتهاند نه آدمى كه شما با آنها برابر شويد .
اسباب النزول : گروهى يهودى از مردى مسلمان پرسيدند نگهبانان
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 396
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٩٦