تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
و مسيح بندگى و پرستش نمودار مىكردند . 2 - سعيد جبير : پاره هاى هفتگانه ى تن آدمى كه بهنگام سجده بر زمين گذارده مىشود آفريده ى خدا و نعمت او است بر آدمى پس شايسته نيست براى سجده به ديگرى جز خدا بر زمين گذارده شود . و روايت است كه معتصم خليفه ى عبّاسى از امام جواد ( ع ) معنى اين آيه را پرسيد . در جواب فرمود : هفت پاره ى تن آدمى كه به سجده بر زمين نهاده مىشود 3 - حسن بصرى : چون همه ى زمين براى پيغمبر جاى نماز است و نماز در آن روا است پس معنى آيه اين است : همه ى سر - زمينها سجده گاه خداوندى است و روا نيست كه به ديگرى سجده شود 4 - و نيز از حسن بصرى است كه معنى مسّاجد صلوات است و مقصود اين است كه نماز و عبادت خاصّ خداوند است و براى او نماز بخوانيد و ديگرى را در آن شريك نكنيد . كشف : اگر مقصود از مساجد جاى سجده و نماز باشد . جمع مسجد به كسر جيم است يعنى نمازگاهها ، و اگر مقصود آن پاره هاى تن است كه سجده را درست مىكند جمع مسجد بفتح جيم است . فخر : حسن بصرى گفته : چون در اين آيه گفته شده است : مساجد مال خدا است و با او ديگرى در آنها نپرستيد پس سنّت است كه چون به مسجد درون شوند گويند « لا إِله إِلَّا اللَّه » . تفسير حسينى : بيت :
دل را بجز از ياد خدا شاد مكن با ياد وى از كس دگر ياد مكن
دل خانه ى كعبه است ويران مگذار و آن را بجز از ياد وى آباد مكن
« لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّه - الخ » 19 فخر : اختلاف است كه اين آيه دنباله ى سخن پريان است يا جدا است و سخن پيغمبر است به زبان وحى و در هر صورت مقصود از عبد اللَّه پيغمبر است و اگر سخن خود آن حضرت باشد بايد خود را به صورت سوّم شخص و عبد اللَّه ناميده باشد و اين مناسب نيست و اگر گفتار جنّ