تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
بزرگ مىكند و كوتاه را بلند قامت پس گويا كه از زمين رويانده است . « وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْه - الخ » 21 مجمع : 1 - يعنى مردم دنبال سرمايه دارها رفتند و گول سرمايه ى آنها را خوردند و گفتند : اگر نوح ارزشى داشت بايستى چون اينان سرمايه دار مىبود 2 - مردم دون و نادار دنبال سرمايه داران رفتند با اينكه آن مال و اولاد براى خود آنها هم جز زيان و نابودى به دنيا و آزار به آخرت سودى ندارد . و كلمه ى « ولد » به صورت مفرد به فتح واو و لام . و با ضمّ واو و سكون لام به صورت جمع هر دو خوانده شده است . « مَكْراً كُبَّاراً » 32 نيشابورى : مكر كردند كه مردم را گول ميزدند و ميگفتند دين پدران بهتر است كه پدر از فرزند داناتر است و نيز مىگفتند : اين بتها هم خير و بركت و سود مىدهند و هم شفاعت مىكنند و بزرگى مكر و حيله از آن رو است كه بهترين خوبيها دعوت بدين و راه راست است پس در برابر بزرگترين بديها رهبرى بشرك و كفر است اين است كه حيله كردند و بدترين و بزرگترين حيله اين كار آنها بود . « لا تَذَرُنَّ وَدًّا - الخ » 23 طبرى : 1 - محمّد بن قيس گفت : در آن روزگار چند نفر مردم درستكار بودند به اين اسمها كه ديگران پيروى آنها ميكردند و پس از مرگشان پيروان آنها گفتند اگر تصوير اين پيشوايان را بسازيم بهتر از آنها ياد مىكنيم و وادار بعبادت مىشويم و چون صورتها درست شد و مردم آن دوران مردند شيطان ببازماندگانشان وسوسه كرد كه پدرانتان اينها را مى - پرستند و از آنها باران مىخواستند و مىباريد مردم پذيرفتند و آنها را پرستيدند و نام بتها شد 2 - قتاده گفت : اين نامها بت مردم نوح بود كه عرب آن را بت خود قرار دادند بجورى كه اندك چوب و گل سنگ از آن كم نكردند و قبيله ى كلب كه در دومة الجندل جاى داشتند ودّ را براى خود بت معيّن كردند و در رياط بت هذيل ، سواع بود . و بنى غطيف كه از قبيله ى مراد در جرف از سر - زمين سئاف ساكن بودند يغوث را انتخاب كردند . و قبيله ى همدان ساكن