واپس نيفتد ، ولى نوح بما ناليد كه
5 پروردگارا من مردم خود را بشب و روز بخواندم
6 و آنها را جز گريز از حقّ چيزى نيفزود
7 و هر زمان كه ايشان را به راه راست خواندم تا تو بيامرزى انگشت به گوش نهادند و جامه بر سر كشيدند و سر - سختى كردند و گردنفرازى نمودند
8 سپس بآواز بلند بسوى تو خواندم
9 و هم بنهان و آشكار
10 و گفتم : ز پروردگار خود آمرزش بخواهيد كه او ز دير زمان آمرزنده بود
11 و هم آب ز آسمان براىتان بريزد
12 و بسرمايه و فرزند كومك كند و رود و بستان براىتان بسازد
13 چه شود شما را كه اميد بزرگى ز خداى خود نداريد ؟
14 با اينكه او جور بجورتان آفريد
15 مگر نبينيد چگونه هفت آسمان مطبّق آفريد ؟
16 و ماه در آن ميان روشن كرد و خورشيد همچو چراغى نمود
17 و همان خداوند است كه شما را چو گياه از زمين بدر كرد
18 و سپس بدرون آن باز برد و دگر بار ز آن بيرون كند
19 و همو است كه زمين برايتان بگسترد
20 تا ز ميان كوهستان راه خود بپيمائيد [ زان پس ]
21 نوح گفت :
پروردگارا آن مردم فرمانم نبردند و بدنبال آن كس رفتند كه مال و فرزندش بجز زيان چيزى نيفزود
22 و بزرگ حيله اى [ در برابرم ] كردند كه
23 بمردم گفتند بتهاى خود رها نكنيد و از ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر در نگذريد
24 و البتّه بسيارى را از راه بگرداندند پس تو نيز بر گمراهى ستمكاران بيفزاى
25 از سوى اين گناهان بود كه آنها به آب فرو شدند و ز ان پس به آتش درونشان كردند و به پيشگاه حقّ و مجازات او يارانى نديدند
26 و نوح نفرين كرد كه پروردگار از كافران كسى بر زمين زنده مدار
27 كه گر رهاشان كنى گمراهى بندگانت دهند و جز بيدين و بدكار نزايند [ و آنگاه چنين دعا كرد ]
28 پروردگارا مرا بيامرز و پدر و مادرم و آنكه با ايمان به خانه و حوزه ى رهبرى من درون شد و همه ى مرد و زن مؤمن بيامرز و بر ستمكاران بجز نابودى ميفزاى .
سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره بمكّه نازل شده و به حساب قاريهاى كوفه بيست و هشت آيه است و در بصره و شام بيست و نه و ديگران سى آيت .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 361
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٦١