خدا به او بود چنان كه در آيت ديگر گفته شده است « لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ » كه غير از همين مؤمنين ديگرى مؤمن نخواهد شد و نيز درازى مدّت دعوت كه در آيت ديگر گفته شده است « فَلَبِثَ فِيهِمْ - الخ » براى او يقين شده بود كه كسى مؤمن نخواهد شد .
« دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً » 28 كشف : يعنى به مسجد من داخل شد با ايمان يا با ايمان بكشتى من آمد يا بدين من با ايمان وارد شد .
سخن ما : 1 - آيت سوّم و چهارم « اعْبُدُوا اللَّه - الخ » نوح با مردم مىگويد : آمرزش گناهانتان مشروط است ببندگى و تقوى و فرمانبرى از من پس معلوم مىشود بندگى و تقوى كه از رهبرى پيغمبران نباشد اثر ندارد و به تنهائى عقل و فطرت آدمى راه سعادت بدست نمىآيد و ناچار رهبر و راهنما هم لازم است تا انسان بسعادت ممكن خود برسد .
2 - آيت 4 جمله ى « يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » كه گفته شده است : مرگ شما را تا بهنگام سرنوشت به عقب مىبرد و بمرگ ناگهان گرفتار نمىكند . اين مطلب مانند آمرزش گناه مربوط ببندگى و تقوى و فرمانبرى شده است و آيا چه رابطه است ميان خدا پرستى و آسودگى از مرگ ناگهانى ؟ در پاسخ به اين پرسش اوّل : طنطاوى گفته است : تقوى و فرمانبرى موجب آسايش و بهرمندى از منابع زندگى و خوراك كافى بدست آوردن است كه خود راه بهداشت و آسايش از هر بلاى ناگهانى است و مرگ و مير بر خلاف انتظار . دوّم : شايد مقصود نوح ترساندن مردم بوده است از پيشآمدهاى ناگهان و آنچه در مدّت زندگى گرفتاريها و بيماريهاى گوناگون ديدهاند كه اگر ديندار و فرمانبر باشيد مجازات نمىشويد و آنگونه مرگ و گرفتارى نداريد و از عمر طبيعى بهره مند خواهيد شد چنان كه سر انجام نافرمانىشان طوفان و غرق . سوّم :
شايد معنى جمله اين باشد : خدا پرست شويد كه در قبضه ى قدرت او هستيد و او است كه مرگ شما را بهنگام معيّن سرنوشت كرده است چون خود مىبينيد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 366
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٦٦