« يُؤَخِّرْكُمْ - الخ » 4 كشف : يعنى تا آخر مدّت عمر آسوده تان ميگذارد و گرفتار غرق و كشتار و دگر بلاهاى كشنده نمىشويد .
« اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ » 7 طبرى : يعنى خود را در پوشاكشان پوشاندند كشف : يعنى صورت خود در لباس پوشاندند تا مرا نبينند .
« دَعَوْتُهُمْ جِهاراً » 8 مجمع : 1 - يعنى بصداى بلند 2 - يعنى آشكار كه يكدگر را مىديدند و پنهان نبود . و جمله هاى بعد ( اعلنت و اسررت ) يعنى بآشكار و پنهان دعوت كردم و يا معنى چنين است : بعضى را آشكار و بعضى را در نهان دعوت كردم و باز آنها كه بآشكار دعوت شده بودند در نهان دعوتشان كردم و آنها كه در نهان دعوت شده بودند بآشكار دعوت كردم و مقصود اين است كه بهر وسيله براى رهبرىشان متوسّل شدم .
« فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ - الخ » 10 ابو الفتوح : نقل است كه مردى نزد حسن بصرى آمد و گفت : گناه بسيار دارم گفت : برو و استغفار كن ديگرى گفت كشت بسيار كردهام و باران نيامده ترسم چيزى دستگيرم نشود . گفت : برو استغفار كن . سوّمى گفت : درويشم دعائى بياموز كه گشايشى آرد . گفت : برو و استغفار كن . ديگرى آمد و گفت : مال بسيار دارم و فرزند ندارم و ترسم كه پس از من مالم بدشمنان و نامستحقّان رسد . گفت : برو و استغفار كن . پنجمى آمد كه بستانى دارم و ميوه ى آن نزديك است و آب نيست ترسم نابود شود و نرسد گفت : برو استغفار كن . گروهى كه آنجا بودند با تعجّب گفتند براى چند جور نيازمندى يك راه آسودگى چگونه باشد ؟ حسن گفت : اين نه از خود گفتم كه از گفته ى نوح ياد گرفتم چه براى همه ى اينها ملَّت خود را سفارش به استغفار كرد و گفت « اسْتَغْفِرُوا » - تا - « يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً » .
« لا تَرْجُونَ لِلَّه وَقاراً » 13 مجمع : 1 - يعنى از بزرگى خدا نمىترسيد ؟
چون وقار بمعنى عظمت است و رجاء در اينجا بمعنى خوف است 2 - ابن عبّاس گفته است : حقّ عظمت خداوندى بجاى نمىآوريد و فرمان او نمىبريد 3 - قتاده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 362
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٦٢