« لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ » 40 ابو الفتوح : 1 - يعنى قرائت و تلاوت محمّد است كه كريم است 2 - مقصود از رسول كريم جبرئيل است چنان كه در آيت ديگر است « إِنَّه لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ - الخ » 3 - گفتار فرستنده ى فرستاده ى كريم است كه خدا باشد .
« ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ » 41 تبيان : دور داشتن پيغمبر از شعر و شاعرى به دو جهت است : 1 - بيشتر شاعران در شعر خود از خواسته هاى نفسانى آدمى سخن مىگويند و وادار به آنگونه كارها مىكنند ولى پيغمبر چيزى مىگويد كه خرد مىسنجد و خود را نيازمند به آن مىيابد و زندگى آدمى به آن منظَّم مىشود 2 - فهماندن اينكه قرآن از دسته ى سخن منظوم مقفّى كه شعر مىنامند نمىباشد بلكه سخن خاصّى است غير از آنچه مردم مىشناسند كه شعر و نثر و سجع باشد و اين خود نشانه ى برترى آن و بيچارگى مخالفان آن است . و قتاده گفته است : خداوند پيغمبر خود را از شعر گفتن و سخن جاودان سرودن پاك داشته و از اين گونه فكر و كار نگاهدارى كرده است .
« قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ » 41 فخر : كلمه ى « ما » براى تأكيد لفظى است و معنى نمىدهد و جمله دو معنى شده است : 1 - سخن بروش عرب گفته شده است كه مىگويد « قلَّما تأتينا » و با اينكه معنى جمله اين است : اندك است كه تو بديدار ما مىآئى . مقصود از اين گونه سخن نفى كلَّى است يعنى هرگز بديدار ما نمىآئى و آيه هم به همين معنى است كه كسى از شما مسلمان نمىشود 2 - يعنى كم مؤمن مىشويد و مقصود اين است كه مؤمن مىشويد و نمىسنجيد و به زودى بر مىگرديد .
« قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ » 42 تبيان : يعنى شما كم انديشه در اين سخنان مىكنيد و اينها را نمىسنجيد و گر نه نمىگوئيد سخن غيبگو است و با سنجش درست تصديق مىكنيد كه سخن حقّ است .
مجمع : « تُؤْمِنُونَ » و « تَذَكَّرُونَ » با ياء به صيغه ى غايب نيز خوانده شده است
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 349
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٤٩