تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
به آنها مىرسيد 2 - شرّ و آزار پيوسته بود 3 - برنده و جدا كننده بوده تا همه شان را هلاك كرد 4 - شوم و پليد بود كه آسايش و خوشى در آن نبود . و به همين روزهائى بود كه عرب برد العجوز مىنامد و در آن باد و سرما سخت است و براى اين بچنين نام مشهور شد كه پير زنى بسوراخى در زمين پناهنده شد و آن باد سرد و سخت در آن سوراخ وزيد تا بروز هشتم كه او را كشت و باد آرام شد . و گفته‌اند : براى اين برد العجوزش ناميدند كه در عجز و دنبال زمستان پيدا مىشود و اين هشت روز هر كدام نامى دارد كه در ميان اعراب مشهور است : اوّل - صنّ دوّم - صنّبر سوّم - و بر چهارم - مطفئ الجمر پنجم - مكفئ الظَّعن ششم - الآمر هفتم - المؤتمر هشتم - المعلَّل . « وَالْمُؤْتَفِكاتُ » 9 طبرى : مقصود مردم لوط است و مؤتفكه نيز خوانده‌اند « مَنْ قَبْلَه » 9 مجمع : با فتح قاف و سكون باء خوانده‌اند يعنى پيش از او و « قبل » با كسر قاف و فتح باء خوانده شده است يعنى از جانب او . « تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » 12 طبرى : پيغمبر ( ص ) اين آيه خواند و بعلي ( ع ) نگاه كرد و فرمود : از خداى خواستم كه گوش تو را چنين كند . آن حضرت فرمود : از آن پس آنچه از پيغمبر شنيدم بخاطرم ماند و فراموش نكردم . مجمع : « تَعِيَها » با سكون ياء نيز خوانده شده است ، و معنى جمله اين است : گوش آماده براى شنيدن و نگاه داشتن پند آينده ، حسينى :
گر كه ناصح را بود صد داعيه پند را اذني ببايد واعيه
گر نبودى گوشهاى عيب گير وحى ناوردى ز گردون يك بشير
تأويلات كاشانى : يعنى آن گوشها كه بفطرت و خلقت اصلى خود باقى است و آنچه از حقّ شنيده نگاه داشته است و عهد توحيد و يكتاپرستى فراموش نكرده است . و از ديو سخن بيهوده نشنيده و در اين زندگى بهر گفتار گوش فرانداده و روى گردان از سوى حقّ نشده است . و از اينرو است كه بهنگام آمدن آيه پيغمبر بعليّ فرمود : از خدا خواستم : گوش تو را چنين قرار دهد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 347 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )