تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
چون نگهبان چنين اسرار عليّ بود كه خود گفت : با همان فطرت و نهاد اصلى خداوندى به دنيا آمدم و بايمان و هجرت ز ديگران جلو شدم . « تُعْرَضُونَ » 19 مجمع : عبد اللَّه مسعود گفت : سه نوبت مردم را عرضه مىدارند در دو كرّت عذر آورند و جدل كنند و در سوّم كارنامه ها به دستها برسد . كشف بعضى گفته‌اند : اين عرضه نه براى اطَّلاع خداوند است بلكه براى نمودارى و استوارى عدل است . و نيز گفته‌اند : براى آگاهى هر كس است از استحقاق ثواب و عقاب خود . « لا تَخْفى » 19 مجمع : « يخفى » با ياء به صيغه ى مذكّر غايب نيز خوانده‌اند . و خافية يعنى شخصى يا كارى پوشيده و مخفى . « كِتابَه بِيَمِينِه » 20 تأويلات : يعنى سياهه ى كارهاى او از سوى نيرومندى الهى كه خرد او است به او ميرسد و شادمان مىشود و مىخواهد كه از آن خوشى و نيكبختى ، ديگران هم خبردار شوند از اين رو است كه ميگويد : « هاؤُمُ اقْرَؤُا - الخ » و جمله ى بعد كتابه بشماله يعنى از سوى ناتوانى نفسانى حيوانى او به او مىرسد و پشيمان مىشود و افسوس مىخورد كه مىگويد « يا لَيْتَنِي - الخ » . « مُلاقٍ حِسابِيَه » 21 مجمع : هاى آخر براى نظم و هم وزنى آخر آيات است كه هاى استراحت مىنامند . « فَلا أُقْسِمُ » 38 مجمع : اين جمله چند معنى شده است : 1 - « لا » دنباله ى گفتار پيش است يعنى نه چنين است كه كافران گويند ، سوگند بديدنى و ناديدنى كه آن گفتار فرستاده ى بزرگوار است 2 - « لا » زيادى است 3 - لا بمعنى نفى است يعنى سوگند ياد نمىكنم چون چنان روشن است كه نيازى به سوگند نيست 4 - لا اقسم بمانند رسم عرب است در سخن خود كه مىگويد « لا و اللَّه لا افعل ، لا و اللَّه لأفعلنّ » 5 - جبّائى گفته است : يعنى سوگند به ديدنى و نديدنى ياد نمىكنم بلكه بآفريننده ى آن سوگند مىخورم .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 348 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )