تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
پوشيده نماند 19 پس آن را كه نامه اش بدست راست دهند گويد بگيريد كار - نامه‌ام بخوانيد 20 چه بدانستم : [ بچنين روز ] شمار كار خود بينم 21 و او است كه عيشى خوش دارد 22 به بهشتى برين 23 كه ميوه اش زود بدست آيد 24 [ آنجا است كه بچنين كسان گويند ] بگوارائى خوريد و نوشيد بجاى آنچه بروزگار گذشته پيش خريد كرديد 25 و آن كه نامه اش بدست چپش دهند گويد : اى كاش نامه‌ام نمىديدم 26 و از شمار كار خود بىخبر بودم 27 و مرگى كه به آن جهان بود آسوده‌ام كند 28 افسوس كه سرمايه‌ام بىنيازم نكند 29 كه توان و فرمانروائيم ز دست شده : [ بآنگاه فرمان رسد ] 30 او را بگيريد و ببريد 31 و بدوزخ بسوزيد 32 و سپس بزنجير هفتاد زرعيش كشيد 33 كه او بخداى بزرگ نگرويد 34 و براى سيرى گرسنگان كارى نكرد 35 پس به امروز دوستى ندارد 36 و خوراكش همان است كه از تنش در آيد 37 كه بدكاران را جز آن غذا نباشد 38 پس سوگند بديدنى 39 و نديدنى 40 كه قرآن گفتار پيغمبر گرامى است 41 نه سخن شاعر كه اندكى پذيريد 42 و نه گفتار غيبگو كه كم بخاطر بداريد 43 بلكه اين فرود آمده ى پروردگار جهانيان است 44 و اگر محمّد چيزى ز خود گويد و بما بندد 45 توانش بگيريم 46 و گردنش ببريم 47 چنان كه كس ز شما جلوگير آن نتواند بود 48 البتّه قرآن يادآور پرهيزگاران است 49 و دانيم آنها كه از شما آن را دروغ شمارند 50 و اين برستاخيز بارى بر دلشان شود 51 چون همان است درست و استوارى كه دو دلى در آن راه ندارد 52 پس اى محمّد نام پروردگار بزرگ خود پاكيزه و گرامى بدار [ و ز كس باك مدار ] . سخن مفسّرين : مجمع : اين سوره بمكّه آمده است و به حساب قارىهاى بصره و شام پنجاه و يك آيه است و به حساب ديگران پنجاه و دو آيه و اختلافشان در « الْحَاقَّةُ » اوّلى است كه آنها آيتى جدا ندانسته‌اند و قاريهاى كوفه آيتى جدا دانسته‌اند ، و قاريهاى حجاز بجاى « الْحَاقَّةُ » اوّلى « كِتابَه بِشِمالِه » را