نمىكردند و نمىگفتند : انشاء اللَّه اگر خدا بخواهد ميوه مىچينيم . عكرمه گفت : يعنى حقّ فقير جدا نمىكردند و به آنها چيزى نمىدادند .
مقتنيات : ابو حيّان گفته است : يعنى ز آهنگ خود بر نمىگشتند كه به بيچارگان بهره نرسانند .
تفسير صفى عليشاه :
بلكه استثنا نگفتند از ضمير
يا كه مستثنى نشد مال فقير
دادن حقّ مساكين از منال
شرط استثنا است بىبحث و جدال
نيست استثنا همان كارى بگفت
بلكه بايد كان شود با فعل جفت
« فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ » 20 مجمع : چند جور معنى شده است : 1 - چون صريمان بمعنى شب و روز است كه هر يك ز ديگرى جدا مىشود پس معنى جمله اين است كه آن بستان چون شب تيره شده بود 2 - جبّائى گفته : يعنى گويا كه همه ى ميوه هاى آن كنده شده بود 3 - هر خير و خوبى از آن كنده شده بود كه بهره و خيرى در آن نبود 4 - مانند قطعه ى ريگ بود كه از ريگزارى جدا شده و اثرى از آبادى در آن نمانده بود 5 - صريم بلغت خزيمه خاكستر سياه است و معنى اين است : ببامداد آن بستان چو خاكستر سياه شده بود .
« عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ » 25 فخر : 1 - يعنى گمان داشتند : مىتوان خشمگين و جلوگير فقرا باشند 2 - با شتاب و تندى به مقصود خود برسند كه ميوه بچينند و به فقير ندهند چون حرد آهنگ و شتاب معنى شده است 3 - يعنى به آن قصد و آهنگ كه خود را تواناى برچيدن ميوه و محروم كردن فقير ميدانستند روانه شدند . يا اندازه گيرى و نقشه كشى داشتند كه مقصد خود را انجام ميدهند و اين دو معنى از آن رو است كه كلمه ى « قادِرِينَ » از قدر و اندازه مشتقّ باشد يا از قدرت و توانائى .
« قالَ أَوْسَطُهُمْ » 28 كشف : آنكه از ديگران بهتر بود و سنجيده تر سخن مىگفت و كوچكتر بود .