« سَنَسِمُه عَلَى الْخُرْطُومِ » 16 ابو الفتوح : چند معنى شده است : 1 - با شمشير بر بينى او نشانه گذاريم و در روز بدر شمشيرى بر بينى وليد رسيد كه نشانه ى او شد 2 - او را گرفتار ننگى كنيم كه هرگز از او آسوده نشود مثل داغ كه از آدمى جدا نشود 3 - بقيامت رويش را سياه كنيم تا او را بدان نشانه بشناسند 4 - ببينى او داغ بنهيم 5 - چنان حال او را روشن كنيم و همه كس بدانند مانند داغ روى بينى كه از كس پوشيده نيست 6 - خرطوم به معنى شراب است و مقصود اين است كه بر شرابخوارى او را مجازات مىكنيم و حدّ مىزنيم .
تفسير لاهيجى : بعضى گفتهاند : مقصود اين است : به زودى پاره هاى تن شرابخواران را نشانه دار بر كارشان كنيم .
مقتنيات الدّرر : يعنى به زودى داغى بر شريفترين پاره هاى تن او مينهيم تا خوار و بىمايه در چشم مردم شود ، چون خرطوم كه بمعنى بينى است برترين عضو آدمى است براى نمودارى آن از اين روى بجاى بزرگوارى و ارزش بينى را كنايه آوردهاند چنان كه مىگويند « شامخ العرنين » و كلمه ى خرطوم بجاى انف براى ناچيز شمردن او است چون بينى فيل و خوك را خرطوم مىگويند آن كس همانند حيوان شمرده شده است كه بجاى بينى او خرطومش گفته شده است .
« كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ - الخ » 17 طبرى : عكرمه گفت : مقصود مردمى است حبشى كه پدر آنها باغى داشت و فقرا را از آن بهره مند مىكرد .
چون بمرد بچه هاى او گفتند : پدر ما بىخبر بود كه آن را بخش مىكرد و ما صبح زود مىرويم و ميوه را مىچينيم كه فقيرى خبردار نشود .
فخر : نقل است : مردى از قبيله ى ثقيف بنزديك صنعاء آبادى داشت كه درخت خرما و زراعت بود و همه سال بهره ى فراوان از آن به فقرا ميداد و چون مرد - الخ .
« وَلا يَسْتَثْنُونَ » 18 طبرى : يعنى بطور قطع و يقين مىگفتند : ميوه ى خود مىچينيم و چيزى را جلوگير كار خود نمىدانستند و اگر و مگر در كار گمان
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٣٧