و معلوم است كه هر آسمانى همان فضاى فراگير بر آن كوه است كه در آن حركت مىكند .
فخر : مشهور است كه زمين سه طبقه است : 1 - طبقه ى زمينى خالص كه به چيزى آميخته نيست ( گويا مقصود امام همان نظر پيشينيان باشد كه يكى از عناصر زمين را مىدانستند كه خالص است و آميخته به چيزى نيست و آن در دل زمين يافت مىشود و جز سنگينى چيزى از او درك نمىشود . مترجم ) 2 - طبقهء خاكى كه زمين آميخته بموادّ ديگر است 3 - زمينى كه ما بر آن زندگى مىكنيم كه قسمتى از آن فرو رفته به آب درياها است ، و ممكن است مقصود از اين جمله هفت اقليم باشد همانگونه كه هفت آسمان و هفت ستاره ى سياره است و براى هر يك از آن ستاره اثر و خاصيتى است كه در يكى از هفت اقليم زمين نمودار مىشود .
پس با اين نظريه هفت زمين هم درست مىشود .
تفسير فى ظلال القرآن : ما را بچگونگى اين گفته ى آشكار علمى نيست و ناچار نيستيم كه با معلومات خود آزمايش كنيم چون دانش ما رساى بحقيقت آفرينش نيست و درست نيست كه بگوئيم چنين هست و چنين نيست مگر روزى كه علم آدمى به همه ى تركيبات اين پيدايش برسد و به يقين بداند كه چگونه درست شده است و كى شود كه چنين علمى فراهم شود ؟ فقط دل و ديده ى ما در برابر اين قدرت و وسعت حيران و ترسان مىماند و مىنگرد كه اين آسمان و زمين در برابر آن بسيار ناچيز است تا چه رسد بپاره اى از موجودات و حوادث و چه ارزش است براى چند در همك كه مرد بزن طلاق گفته ى خود بدهد يا زن از آن بگذرد ؟
پس با اين جمله ها است كه موضوع سوره و دستورهاى خداوندى مربوط شده است بسرنوشت و قدرت و علم بىنهايت الهى .
« يَتَنَزَّلُ الأَمْرُ بَيْنَهُنَّ » 12 فى ظلال : اين جمله مىفهماند كه دستور - هاى خداوندى از ميان چنين آفرينش هولناكى ميرسد كه با هيچ مقياس زمان و مكان و هيچ تصوّر آدمى درست نمىشود . پس مخالفت با آنها مخالفت و
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 302
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٢