بايد گفت : شاهد اگر شيعه دوازده امامى نباشد و مسلمان باشد كه خدا و پيغمبر اسلام را باور بدارد و درستكار باشد شهادت او را بايد قبول كرد .
5 - جمله ى بعد « يُؤْمِنُ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ » كه گفته شده است از اين گفته ها كسى پند مىگيرد كه مؤمن به خدا و روز رستاخيز باشد قرينه است كه پند پذيرفتن مشروط است بايمان بآفريننده و پذيرش رستاخيز و باور داشتن آخرين كمال آدمى و وابستگى بعالم معنوى خداوندى زيرا كه اگر رستاخيز پذيرفته نشد باور داشتن آفريننده آدمى را وادار به پذيرفتن هر حكم و دستور نمىكند فقط بيم و اميد از آينده و رستاخيز است كه دل آدمى را نرم و پند پذير مىكند بعلاوه كه ايمان كامل به خداوند همان است كه آدمى دريابد : از قدرت بىنهايتى پيدا شده است كه خودش پرتوى از همان قدرت است و چون او بىنهايت است پس اين پرتو هم در دامنه ى آن و به پيوستگى به آن هميشگى است و نابود نشدنى .
ولى چگونگى آن روز مطلبى است جداگانه كه در جاى خود بحث شده است .
6 - آيت هشتم جمله ى « كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ - الخ » با آيات جلو شايد به اين مناسبت باشد كه اوّل گفته شده است هر كس هر چه مىتواند مخارج زن شيردار و فرزند خود بدهد كه خدا بيش از توان كس را مكلَّف نكرده است .
بدنبال آن به اين آيه بيدار باشى و تنبيهى است كه اگر پس از اين دستورهاى روشن ساده ى ضرورى زندگى خود شما كسى نافرمان باشد بمانند مردم گذشته گرفتار خواهيد شد كه سر از فرمان حقّ پيچيدند و سزاى خود ديدند .
7 - آيت يازدهم جمله ى اوّل كه گفته شده است : خدا است كه هفت آسمان آفريد و از زمين بمانند آنها . سخن ديگران را نوشتيم ولى شايد از دو كلمه ى « مثل ، هنّ » مماثله و همانندى در شماره نباشد چنان كه ديگران گفتهاند و شايد مقصود همانندى در اصل آفرينش و قدرت حقّ باشد و چنين معنى شود خدا است كه هفت آسمان آفريد و نيز از جنس زمين به همان گونه توانست و آفريد كه جنس آسمانها را .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٥