تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
ايستادگى است در برابر چيزى كه سرتاسر آسمان و زمين آن را به يكدگر تحويل مىدهند و دست بدست مىگردانند تا بما مىرسانند . تفسير حسينى در آخر اين سوره نوشته : رباعى :
رمزى است ز سرّ قدرتش « كُنْ فَيَكُونُ » با دانش او يكى است بيرون و درون
در غيب و شهادة ذرّهء نتوان يافت از دائره ى قدرت و علمش بيرون
سخن ما : 1 - در آيت اوّل كلمات « مِنْ بُيُوتِهِنَّ » با اينكه معلوم است خانه مال زن نيست چون جمله ى جلو كه « لا تُخْرِجُوهُنَّ » جلوگير از بيرون كردن آنها شده است البتّه خانه از شوهر است و گر نه معنى ندارد كه بگويد از خانه ى خودش بيرونش نكنيد اين گونه سخن نشانه ى شخصيّت زن است با كمال يگانگى و اشتراك او با مرد در منافع و شرائط زندگى چون اگرچه خانه از نظر قضائى محكوم بملكيّت صاحب آن است كه شوهر باشد ولى از نظر حقوق اجتماعى و شرط زندگى زن با شوهر در آن و ديگر سرمايه هاى زندگى او شريك است از اينجهت گفته شده است : خانه ى آن زنها ، چون زن مانند شوهر از نشستن در آنخانه بهره مند مىشود و بمانند صاحب خانه و شوهر است كه كس حقّ بيرون كردن او ندارد . 2 - جمله ى بعد « لا يَخْرُجْنَ » كه گفته است : زنها خود بدوران عدّه از خانه بيرون نروند شايد از اينروى باشد كه اگر زن ناراحتى از شوهر داشته باشد مدّتى در خانه بماند بر سر مهر آيد و او را راضى كند كه دوباره با هم زندگى كنند و اگر پيوسته از خانه بيرون رود با هر كسى ديدار كند و اغفال شود و يكبارگى از مردى كه روزگارى با هم بوده‌اند دل بكند و به ديگرى دل دهد و ديگر سر سازش نداشته باشد . 3 - آيت سوّم جمله ى « أَشْهِدُوا ذَوَيْ - الخ » كه بعد از فارقوهنّ گفته
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 303 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )