نى تو درّى بودى اندر بحر جسمانى يتيم
فضل ما تاجيت كرد از بهر فرق انبيا
« يُدْخِلْه جَنَّاتٍ » 11 مجمع : « يُدْخِلْه » با ياء به صيغه ى غايب و با نون به صورت متكلَّم قرائت شده يعنى آن خدا ، يا ما كه خدائيم داخل بهشت مىكنيم « مِنَ الأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » 12 مجمع : يعنى زمين را هم بمانند آسمان هفت آفريد و معلوم است كه مقصود همانندى در شماره است نه در چگونگى زيرا ساختمان و چگونگى آسمان غير از زمين است . و در قرآن جز اين آيه آيتى نيست كه شماره ى زمين را مثل آسمان هفت گفته باشد . و همه ى علما درست مىدانند كه هفت آسمان هر يك روى ديگرى است امّا در زمين اختلاف است :
بعضى گفتهاند : بالاى يكدگر است و بر هر يك آفريدگانى است بآنجور كه خدا شايسته دانسته . ابن عبّاس گفته است : روى يكدگر نيست و ميان هر يك دريا فاصله است و همگى از آسمان بهره مند هستند .
و عيّاشى از امام ابو الحسن - شايد حضرت موسى بن جعفر ( ع ) باشد - نقل كرده است كه دست خود گشود و كف راست بر آن نهاد و فرمود : اين زمين دنيا است كه آسمانش چون گنبدى روى آن را گرفته است و زمين دوم بالاى آسمان دنيا است كه آسمان دوّم چون گنبدى روى آن است و زمين سوّم روى آسمان دوّم است كه آسمان سوّم بالاى آن چون گنبدى است تا چهارم و پنجم و ششم و زمين هفتم بالاى آسمان ششم است و آسمان هفتم روى آن چون گنبد است و عرش خداوندى روى آسمان هفتم است و همين است معنى فرموده ى حقّ « سَبْعَ سَماواتٍ وَمِنَ الأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » .
آقاى ميرزا ابو الحسن شعرانيّ در پاورقى اين آيه نوشته : سخن ابن - عبّاس باعتبار نزديكتر است چون روى سخن با مردم است كه هفت آسمان مى - شناختند و هفت اقليم زمين در بر يكدگر و روايت عيّاشى با عقيده ى علمى علماى اين دوران مناسبتر است كه هر سيّاره زمينى است كه فضائى آن را فرا گرفته است