بازگشت و جهدى و رنجى عظيم بر خود نهاد در تعليم قرآن بطمع آنكه عمر او را عمل دهد . چون قرآن بياموخت و ياد گرفت بركات قرآن خواندن و دانستن آن او را بدان جاى رسانيد كه در دل وى نه حرص ولايت ماند نه تقاضاى ديدار عمر . پس روزى عمر او را ديد ، گفت : اى جوانمرد چه افتاد كه يكبارگى هجرت ما اختيار كردى ؟ گفت : يا امير المؤمنين تو از آن مردان نباشى كه كسى روا دارد كه هجرت تو اختيار كند . ليكن قرآن بياموختم و چنان توانگر دل گشتم كه از خلق و از عمل بىنياز شدم . عمر گفت : آن كدام آيت است كه تو را بدين درگاه بىنيازى در كشيد ؟ گفت : آن آيت كه در سورة الطَّلاق است « وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه - الخ » .
حسينى نوشته نظم :
از سببها بگذر و تقوى طلب
تا خدا روزى رساند بىسبب
حق ز جائى بخشدت رزق حلال
كه نباشد در گمان و در خيال
سلوك راه معنى را توكّل بايد و تقوى
توكّل مركب راه است تقوى توشه ى رهرو
« بالِغُ أَمْرِه » 3 در اين دو كلمه چهار قرائت است .
« إِنِ ارْتَبْتُمْ » 4 مجمع : يعنى اگر دو دل بوديد در سبب قاعده نشدن آن زنان كه براى زيادى عمر است يا بدنبال بيمارى و مقصود اين است كه آن زنان در دورانى باشند كه ممكن باشد قاعده بشوند و كسانى كه مثل آنها هستند هنوز گرفتار قاعده مىشوند و گر نه اين جمله معنى ندارد و جاى شكّ باقى نميماند و همين معنى از امامهاى ما روايت شده است . بعضى گفتهاند : يعنى اگر شاكّ بوديد كه اين گرفتارى قاعده است يا آن عارضه ى ديگر است . و ديگرى گفته است : يعنى اگر در حكم زنانى كه قاعده نمىشوند شك داريد حكم آنها سه ماه عدّه است .
« وَأُولاتُ الأَحْمالِ » 4 طبرى : اين آيه عامّ است در زن باردارى كه