افروختگان وصال همىگويند :
سراپرده ى وصلت كشيد روز نواخت
بطبل رحلت بر زد فراق يار دوال
و ترجمه از روح البيان : پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : زن خود طلاق ندهيد مگر كه بد دل شويد چه خداوند دوست ندارد « ذوّاقين و ذوّاقات » را يعنى آن زن و مرد كه مىخواهند : ز هر چمنى گلى چينند و گذرند .
« بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ » 1 طبرى : در مقصود از فاحشه اختلاف است : 1 - بعضى گفتهاند : مقصود بزهكارى است 2 - ابن عبّاس گفته است : يعنى با شوهر و خويشان او بد زبان باشد 3 - يعنى معصيت و نافرمانى خدا 4 - قتاده گفته است : يعنى نشوز و نافرمانى شوهر 5 - عبد اللَّه عمر گفته است : يعنى بيرون رفتن از آن خانه كه بايد تا مدّت عدّه در آنجا بماند .
« يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً » 1 طبرى : يعنى شايد خدا در دل شوهر ايجاد دوستى بزن فراهم كند تا رجوع كند و از طلاق پشيمان شود و بر سر زناشوئى باز گردد . و زهرى گفت فاطمه بنت قيس همسر ابو حفص مخزومى بود و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم علىّ عليه السّلام را فرماندار بخشى از يمن كرد و ابو حفص با آن حضرت روانه ى يمن شد و خبر طلاق او را برايش فرستاد و بعياش بن ابى ربيعهء مخزومى و حارث بن هشام دستور داد كه هزينه ى زندگى او را بدهند . آنها گفتند : مگر باردار باشد و گر نه حقّ مخارج ندارد . آن زن نزد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم رفت و آن حضرت برايش مخارجى معيّن نكرد مگر با شرط باردارى او اجازه خواست كه از خانه ى شوهر برود آن حضرت اجازه داد . پرسيد بكجا بروم ؟
فرمود : به خانه ى امّ مكتوم چون نابينا بود و او را بگاه در آوردن جامه اش نمىديد . او آنجا بود تا دوران عدّه و بى شوهرى او بپايان رسيد و پيغمبر با اسامة بن زيد همسرش كرد ، مروان بن حكم سر سلسله ى خلفاى بنى اميّه نزد آن زن فرستاد كه چنين سرگذشتى از پيغمبر با تو نقل كردهاند اين چگونه بوده است ؟ او همين را براى مردان نقل كرد . مروان گفت : اين حديثى است از