آيد و از بنى اسرائيل نشد و عرب بود ناراضى شدند و منكر .
مجمع ، پاورقى بتصحيح و تحشيه ى ابو الحسن شعرانى چاپ رجب 1374 قمرى : از عالم مسيحى بنام جردن كه عالم به زبان يونانى بود و انجيل يوحنّا به آن زبان است پرسيدم : كلمه ى « فرقليطوس » بچه معنى است و از چه مشتقّ است او گفت : اين كلمه اسم مفعول است و مصدر آن « كليون » است و معرّب آن به عادت عرب كه كاف يونانى را بقاف تبديل مىكند « قليون » است و معنى اين كلمه كسى را خواندن و آواز كردن و معنى مفعولى آن نامبرده و خوانده شده است .
و كلمه ى « فر » كه در اوّل آن مىآورند پيشوندى است كه در اوّل بيشتر فعلها مىآورند و بمعنى دور و بر و نواحى است البتّه اگر با كسر فاء و راء خوانده شود و معنى مجموع اين دو كلمه چنين است : آنكه به همه جا نامش برده مىشود و به نيكى يادش مىكنند و اين درست همان معنى احمد عربى است . آن عالم مسيحى گفت : ما اين پيشاوند را با فتح فاء و راء ميخوانيم كه بمعنى در پهلو و دوش - بدوش است و مىگوئيم « فرقليطوس » يعنى آنكه در پهلو و دوش بدوش صاحب دعوت و مبلَّغ نامش برده مىشود براى تقويت و تسلَّى آن مبلَّغ . من از آن مسيحى پرسيدم : مگر در انجيل هم اختلاف قرائت هست ؟ گفت : بلى در بسيارى از كلمات اختلاف كتابت با نسخ قديمه دارد . و هم او گفت : بسيارى از آنها كه انجيل ترجمه كردهاند خود كلمه ى « فرقليطوس » را آوردهاند و بسيارى هم آن را دلدارى دهنده و آرام كننده ترجمه كردهاند .
« مُتِمُّ نُورِه » 8 طبرى : اين دو كلمه دو قرائت شده است : 1 - تنوين اوّل و نصب دوّم . 2 - با رفع اوّل بدون تنوين باضافه ى بدوّم و جرّ دوّم . و مقصود از نور اسلام است . ابن زيد گفته است : مقصود قرآن است .
كشف : ابن عبّاس گفت : روزى به پيغمبر وحى نرسيد كعب اشرف يهودى با مردم گفت : دلخوش باشيد كه پرتو محمّد را خدا خاموش كرد و چيزى بر او نازل نميكند و آن روشنائى را كامل نخواهد كرد . پيغمبر اندوهناك شد و اين
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 263
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٦٣