تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
دادند تا خداوند دين خود را بالا برد . و معنى كلمه ى « الْحَوارِيُّونَ » لباسشوها و يا لباس سفيدها است . مجمع : زجّاج گفته است : از آن روى آنها را حواريّون گفتند كه هيچ عيبى در آنها نبود . « فَأَصْبَحُوا ظاهِرِينَ » 14 مجمع : ابن عبّاس گفت : پيروان عيسى از پس او سه دسته شدند : 1 - گفتند : مسيح خدا بود به آسمان بالا رفت 2 - پسر خدا بود كه او را بسوى خود برد 3 - بنده و پيغمبر خدا بود و او را بسوى خود برد ، و اينها مؤمنين بودند كه با آن دو دسته جنگيدند و شكست يافتند تا ظهور پيغمبر كه آنها بر ديگران چيره شدند و اين است مقصود از آيه و بعضى گفته‌اند : يعنى بظهور پيغمبر و تصديق آن حضرت به پيغمبرى مسيح حجّت و برهان مؤمنين بعيسى برتر شد از منكرين او . مجاهد گفته است : يعنى مؤمنين بعيسى از پس جنگ در همان دوران بر كافرانشان چيره شدند . و بعضى گفته‌اند : جمله ى جلو « فَآمَنَتْ طائِفَةٌ » مقصود آن يهودى است كه بپيغمبر گرويد و هم جمله ى بعد آن مقصود يهود منكر آن حضرت است كه آن دسته بر اين دسته ى دشمن خود چيره شد هم بدليل و برهان و هم بجنگ و يارى حقّ . سخن ما : 1 - آيت دوّم جمله ى « لِمَ تَقُولُونَ - الخ » چه بزرگ رهبرى است به زبان سرزنش و چه كم مردمى كه در گرو آن باشند با اينكه مايه ى زندگى آدمى همين اصل برابرى گفتار و كردار است آدمى را اگر نويدى دهند و آن را انجام ندهند آرام ندارد تا انجامش دهند و گر نه كينه توزى كند ، ولى اگر خودش بگويد و نكند ، بيش از آن نيست كه زبانى جنبيده و تمام شده ، و اين خود نمودارى است از ضعف اراده و فقدان انصاف . و همين است كه بدنبال اين آيه گفته شده است « كَبُرَ مَقْتاً - الخ » كه گناه بزرگ و سزاوارى خشم خدا همين است كه بگويند و نكنند چون وابستگى آدميان با يكدگر و ارزش هر يك بر همين است كه با يكدگر پيمان داشته باشند و بگويند و انجام دهند و گر نه با چه وسيله توانند