نفس كه بدست امانى در لباس غرور خود را بر تو جلوه مىكند و در هلاك تو مىكوشد چنان كه ربّ العزّه گفت « وَاتَّبَعَ هَواه فَتَرْدى » آن كافر خرابى حصن اسلام خواهد ، آن مبتدع ويرانى حصار سنّت جويد آن شيطان در تشويش ولايت دل كوشد ، آن هواى نفس زير و زبر دين تو خواهد . حقّ جلّ جلاله تو را بر هر يكى از اين دشمنان سلاحى داده تا او را بدان قهر مىكنى . قتال با كافران بشمشير سياست است . با مبتدعان بتيغ برهان و حجّت است با شيطان بمداومت ذكر حقّ و تحقيق كلمت است . با هواى نفس بتير مجاهده و سنان رياضت است و اين است بهينه ى اعمال بنده و گزيده ى طاعات رونده چنان كه ربّ العزّه گفت : « ذلِكُمْ خَيْرٌ » .
حسينى نوشته : اصل معامله در اين تجارت آن است كه غير حقّ را بدهى و حقّ را بستانى . در نفحات از ابن عبد اللَّه بسرى نقل مىكند كه پسر وى بوى آمد و گفت : سبوى روغن داشتم كه سرمايه من بود از خانه بيرون ميآوردم بيفتاد و بشكست و سرمايه ى من ضايع شد . گفت : اى فرزند سرمايه ى خود آن ساز كه سرمايه ى پدر تو است و اللَّه كه پدرت را هيچ نيست در دنيا و آخرت غير از اللَّه شيخ الاسلام فرمود كه سود تمام آن بودى كه پسرش نبودى اشارت بمدينه ى فنا است در باختن سود و سرمايه در بازار شوق لقا . بيت :
تا چند ببازار خودى پست شوى ؟
بشتاب كه از جام فنا مست شوى
از مايه و سود دو جهان دست بشوى
سود تو همان به كه تهى دست شوى
« تُنْجِيكُمْ » 10 مجمع : با صداى بالاى نون و تشديد جيم قرائت ابن عامر است .
« كُونُوا أَنْصارَ اللَّه » 14 طبرى : انصارا با تنوين و للَّه با لام جرّ نيز قرائت شده است . و قتاده اين آيه را خواند و گفت : الحمد للَّه كه براى پيغمبر ما اين بود چون هفتاد مرد در عقبه ( يكى از تپه هاى نزديك مكّه در ميان راه مدينه . مترجم ) حضورش رسيدند و بيعت كردند و يارى كردند و به شهر خود جايش