با فتح خواندهاند .
« جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ - الخ » 6 مجمع و طبرى : يعنى احمد معجزات آورد و اعراب جادويش ناميدند .
كشف : يعنى عيسى معجزات آورد و مردمش جادو ناميدندش و كلمه ى « سِحْرٌ » در آيه « ساحر » با الف نيز خوانده شده است .
فخر : اين جمله را دو معنى كردهاند : 1 - عيسى معجزات آورد 2 - احمد معجزات آورد . و در انجيل يوحنّا كه به عربى ترجمه شده است در قسمتهاى چهارده و پانزده و شانزده عيسى مىگويد از پدرم مىخواهم كه بشما فار قليط را بدهد كه او روح اليقين است و تا ابد با شما باشد . فار قليط روح القدس خدا بسوى شما مىفرستد و همه چيز بشما مىآموزد و گفته ى من را به ياد شما مىآورد . من اينها را جلو از او گفتم تا چون آيد به او بگرويد . رفتن من از ميان شما بسود شما است كه تا من نروم فارقليط نيايد و چون او آيد به همه بهره رساند و بگناه و نكوئى و ديندارى آگاه كند . من همه چيز را اگر بگوئيم توان پذيرش آن نداريد ولى چون روح حقّ بسوىتان آيد بشما الهام مىكند و پشتيبانىتان كند به همه ى درستيها چه او از خود نسازد و نگويد .
فى ظلال القرآن همين آيه صريح است كه مسيح نويد آمدن پيغمبر را داده است خواه انجيلهاى دست مسيحيان آن را گفته باشد يا نه و آن روشى كه اين انجيلها را نوشته است و اجتماعى كه آنها را فرا گرفته است نمىتواند قابل اثبات اين مطلب باشد . ولى در جزيره العرب قرآن خوانده شد و اين آيه به گوش همگان رسيد « النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَه مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَالإِنْجِيلِ » و اگرچه اين حقيقت را پنهان مىكردند و سفارش مىكردند يكدگر را كه آن را پنهان دارند ولى آنها كه صدق و صفا داشتند چون عبد اللَّه بن سلام آن را پذيرفتند .
و بنقل ثابت شده است كه بعضى از علماى مسيحى بانتظار پيدايش پيغمبرى در جزيرة العرب گوشه گير بودند و يهود هم چون مىخواستند از خود آنها پيغمبرى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٦٢