كه ز قرآن گر نبيند غير قال
اين عجب نبود ز اصحاب ضلال
كز شعاع آفتاب پر ز نور
كور ، جز گرمى نيابد در عبور
« السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ » 23 طبرى : يعنى آسوده و سلامت ميدارد ، بندگان را از ستم و خود شاهد ايمان بندگان و گواه آن است و آن را درست مىداند . و كلمه ى مهيمن را امين و شاهد و مصدّق معنى كردهاند .
مجمع : بعضى گفتهاند : سلام يعنى درست از هر زشتى . بعضى گفتهاند :
يعنى آنكه از او اميد تندرستى است . و مؤمن يعنى آنكه كارش راستى سخنش را نمايان مىكند . ابو مسلم گفته است : يعنى آنكه بايمان دعوت مىكند و به آن فرمان مىدهد . و مهيمن را بمعنى مؤمن گفتهاند چون از مؤيمن است ولى براى شدت و مبالغه در معنى مؤمن است . گفتهاند : از : هيمن يهيمن فهو مهيمن . به معنى رقابت و مواظبت است .
« الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ » 23 مجمع : عزيز يعنى تواناى بيچاره نشدنى و يا بمعنى بلند مرتبه اى كه كس آهنگ او نتواند كند و او بهر چه آهنگ كند به چنگ آرد . و جبّار يعنى آنكه سلطنت و شأن او بزرگ است و به اين صفت غير خدا را نتوان ستود كه مذمّت او باشد . سدّى گفته : يعنى آنكه همه را بيچاره مىكند و ناچار بخواسته ى خود مىكند تا از ريشهء جبر در برابر اختيار باشد . و اصل بن عطا گفته است : از جبران است يعنى كار بيچاره و نادار را درست مىكند . و گفتهاند :
يعنى آنكه دست كس به او نرسد و همه فروتر و خوار اويند . و متكبر : يعنى شايستهء هر احترام و مستحقّ صفات تعظيم . قتاده گفته است : يعنى برتر از هر بدى و گفتهاند آنكه از چگونگى پيدايش و عوارض حدوث برتر است و بزرگتر از آنچه شايسته ى او نيست .
طبرى : عزيز يعنى آنكه از دشمنان به سختى كينخواهى كند و انتقام گيرد .
و جبار يعنى آنكه كار بندگان را درست كند و روى آنها بسوى صلاح و خيرشان كند . قتاده گفته است : يعنى بر آنچه خود خواهد وادارشان كند .