انصار پيش از مهاجرين بود براى به خانه بردن يك مرد مهاجر ميانشان قرعه بود كه كدام يك آن مهاجر تازه وارد را به خانه ببرد .
« وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِه - الخ » 9 ابو الفتوح : شحّ بخل با حرص است .
طاووس گفته است : شحيح آن كس است كه بمال ديگران بخل كند . گويند :
پادشاه ايران از وزيران خود پرسيد زيان آورتر چيز كدام است ؟ گفتند : فقر گفت : اگر فقير دارا شود شايد كه دست او گشاده شود بخل بدتر است كه بخيل هرگز دلش گشاده نشود .
فخر : اين كلمه با ضمّ و فتح شين قرائت شده است و چون شحّ از حالات نفسانى است كه مقتضى منع مال است در آيه « شُحَّ نَفْسِه » گفته شده است .
آلوسى : عبد اللَّه مسعود گفت : شحّ آن است كه مال مردم بستم بخورند .
عبد اللَّه عمر گفت : چشم بمال مردم داشتن است . و كسى از علماى لغت اين كلمه را چنين معنى نكرده است . و شايد مقصود اين است كه از بخشش ديگرى دلگير مىشود و يا حرص و بخل به آن جا برسد كه نخواهد ديگرى چيزى داشته باشد .
روح البيان : مولى جامى براى خسيس شحيح گفته است :
هر چند زند لاف كرم مرد درم دوست
دريوزه ى احسان ز در او نتوان كرد
ديرين مثلى هست كه از فضله ى حيوان
نارنج توان ساخت ولى بو ، نتوان كرد
« وَالَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ - الخ » 10 مجمع : حسن گفته : هر آنكه پس از مهاجرين و انصار تا بقيامت آيد اين آيه او را بگيرد . ابو مسلم گفته است : يعنى آنها كه پس از انقطاع هجرت و ايمان انصار مؤمن شدند .
كشف : ابن ابى ليلى گفت : مردم بر سه پايه هستند : 1 - فقراى مهاجرين 2 - آنها كه ايمان پذيرفتند و بمدينه جاى داشتند كه انصار باشند 3 - آنها