تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
« وَيُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ - الخ » 9 طبرى : يعنى در دل حسد بر مهاجرين ندارند . مجمع : ابن عبّاس گفته است : روز گرفتن آباديهاى بنى نضير پيغمبر به انصار فرمود : اگر مىخواهيد مهاجرين را از مال و خانه ى خود سهمى بدهيد و از اين اموال بنى نضير سهمى ببريد و گر نه از اين مال براى شما بهره نيست . آنها عرض كردند : ما مهاجرين را در سرمايه و خانه ى خود شريك مىكنيم و در اين اموال با آنها شريك نمىشويم و بهرهء آنها باشد . اين جمله براى توصيف آنها است . و گفته‌اند : بروز جنگ احد هفت نفر تشنه بودند و چون آب براى يكى آوردند گفت به او بده كه از من شايسته تر است و چون نزد او بردند گفت نزد آن سوّم بريد كه نيازمندتر است و هر يك براى ديگرى فرستاد و چون به نفر هفتم رسيد و براى اوّل فرستاد همگى از تشنگى مردند . اين جمله براى آنها نازل شد . انس مالك گفت سر گوسفند پخته براى مردى فقير از اصحاب پيغمبر بردند او گفت : فلان همسايه‌ام فقيرتر است به او دهيد و تا نه نفر دست به دست شد و برگشت بدست آن نفر اوّل جمله براى توصيف آنها است . و گفته‌اند : فقيرى از پيغمبر خواهش غذا كرد آن حضرت از خانواده ى خود آنچه خواست چيزى پيدا نشد ، بمردم فرمود : كى امشب مهماندار اين مىشود ؟ مردى از انصار كه جز غذاى بچه هاى خود نداشت او را به خانه برد و زن چراغ خاموش كرد و بچه ها را سر بند كرد و دهان بمانند غذا خوردن مىجنبانيدند تا او غذا خورد و آنها گرسنه بسر بردند و صبح كه حضور پيغمبر رسيدند آن حضرت به آنها نگريست و لبخند زد و اين آيه را خواند . و آنچه بسند صحيح از ابو هريره نقل شده است : آنكس كه اين كارها كرد حضرت علىّ و فاطمه بودند با بچه هايشان . فى ظلال : تاريخ زندگى آدمى نشان ندارد گروهى را كه اين چنين دوستى و بخشش و پيشبازى كند كه انصار بمهاجرين كردند و در هيچ روزگارى آدميزاد نشانى از اين گونه رفتار نداشته است تا به آن جا كه روايت شده است : چون شماره ى