است و همه ى داد و ستدها در جامعه ى اسلامى بايد جورى باشد كه به اين نتيجه نرسد و سرمايه را منحصر بدست سرمايه داران نكند . چنان كه زكات معيّن كرده است كه همه ساله از سرمايه ى نقدى و محصول غلَّات زمين و چهار پايان سرمايه داران زكات بدهند و هم از استخراج معادن و نيز قانون مزارعه را معين كرده است كه در آنچه از زمين بهره بردارى شود آنكه زراعت كرده است حقّى دارد و براى امام اين اختيار بر قرار شده است كه زيادى اموال اغنيا را بگيرد و به فقرا بدهد و اگر خزانه و بيت المال خالى شد از اموال سرمايه داران براى آنجا وظيفه اى معيّن كند . و ربا و احتكار را جلو گرفت كه دو راه گشاده است براى افزودن و اندوختن سرمايه . و بطور كلَّى نظام اقتصادى روى همين قاعده گذارده شده است كه خود اساس حقّ مالكيّت فردى است .
آلوسى : ظاهر اين جمله اين است كه اين اموال بهره ى فقراء است گرچه خويشاوندان پيغمبر باشند و اسم خدا كه بميان آمده و گفته شده است « فَلِلَّه وَلِلرَّسُولِ » براى تبرّك است نه كه خدا را در آن حقّى باشد چنان كه مفسّرين گفتهاند و همچنين براى پيغمبر ( ص ) و اين جمله كه به آن حضرت نسبت دادهاند : « الفقر فخري » اصلى ندارد . عارفى گفته است : پيغمبر را زاهد نتوان گفت كه زاهد او است كه مايل به دنيا باشد و از آن بگذرد ولى پيغمبر نظر به آن ندارد تا چه رسد كه آن را بخواهد و از آن بگذرد . و اگر اين حديث درست باشد مقصود فقر الى اللَّه است كه خود را از همه چيز بىنياز كرده است و دل نياز او بسوى حق وابسته شده است .
« ما آتاكُمُ الرَّسُولُ - الخ » 7 كشف نوشته : هر شربتى كه از دست اقبال محمّد عربى در آيد بستانيد كه حيات شما در آن است آن لوح خوانيد كه او نويسد بندگى از خلق وى آموزيد طالبى از همت وى گيريد سنّت وى به كار داريد در همهء احوال پسرو او باشيد ، هر كه بر پى وى رفت راست او بحقيقت دوست ماست .
روح البيان : نقل است : عبد اللَّه مسعود مردى را ديد در احرام لباس
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٢٨