پذيرفت . چون كسى نبود او آن را بروش پيغمبر به كار برد و به آنها كه پيغمبر از در آمد آن مخارجشان را مىداد او هم به قدر مخارجشان به آنها مىداد و آنچه مىماند براى ابزار جنگ و وسيله ى سوارى در جنگ به كار مىبرد ، عمر آن را در اختيار علىّ گذارد كه به همان مصرف رساند و در آخر دوران او علىّ عليه السلام آن را به عمر برگرداند و فرمود : ما از آن بىنيازيم و مسلمانان نيازمند به او هستند و عثمان نيز به همان گونه خرج مىكرد و علىّ عليه السلام كه بخلافت رسيد به همان روش خرج كرد پس هر چهار نفر پيشوا روششان در مصرف آن يكى بود 2 - اين آيه براى اموال بنى نضير است كه آبادى آنها نزديك مدينه بود و مسلمانان پياده به آن جا رفتند غير پيغمبر كه بر شترى سوار بود و كسى را در آن رنج سوارى نبود از اينروى آنجا مختصّ پيغمبر شد كه آن حضرت ميان مهاجرين بخش كرد بجز سه نفر انصارى كه فقير بودند به آنها نيز داد .
« ما أَفاءَ اللَّه عَلى رَسُولِه مِنْ أَهْلِ الْقُرى - الخ » 7 طبرى : در مقصود از سرمايه كه در اين آيه به كلمه ى « ما » كنايه شده است سه قول است : 1 - مقصود جزيه است كه سرانه باشد و ماليات كه سلطان در برابر افراد مىگيرد . و خراج است كه ماليات سلطان باشد در برابر اموال اشخاص 2 - مقصود غنيمت جنگى است كه مسلمانان با جنگ بچنگ مىآورند 3 - آن اموالى كه كافران با مسلمانان شرط صلح قرار مىدهند و با يكدگر سازش مىكنند كه فلان اندازه مال بدهند و مزاحم يكدگر نباشند . و مقصود از « ذي القربى » خويشان پيغمبر است كه بنى هاشم و بنى مطلب باشند و « يتامى » اطفال فقير مسلمانان است و « مساكين » آنها كه نادار هستند كه بخوارى گدائى تن مىدهند . و معنى جمله ى بعد اين است كه اين مال را مختصّ اين مردم كرديم تا بدست سرمايه داران نيفتد كه هر كس بخواسته ى خود به كار برد و گاه به راه خير دهد و گاه خرج خود كند ولى ما براى شما روشى معيّن كرديم كه دگرگون نشود .
مجمع : يعنى آنچه خدا از سرمايه هاى مردم آن آباديها داد بخشى از
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٢٥