كرد تا بهر جور خواهد بخش كند پيغمبر آن را بمهاجرين بخش كرد و به انصار چيزى از آن نداد بجز سه نفر : ابو دجانه و سهل بن حنيف و حارث بن صمّه و از يهود بنى نضير دو نفر بنام سفيان بن عمير بن وهب و سعد بن وهب مسلمان شدند و بر سر مال و زندگى خود بماندند . و عمر گفت : اموال بنى نضير از آن سرمايه بود كه مسلمانان براى آن جنگ و رنجى نداشتند و خدا آن را ويژه ى به پيغمبر كرد و آن حضرت مخارج يك ساله ى خانواده ى خود را از آن ميپرداخت و آنچه مىماند در فراهم كردن ابزار جنگ و اسب به كار مىبرد .
فخر : در مقصود و معنى آيه اشكال است چون سرمايه ى بنى نضير بدنبال محاصره و جنگ و كشته شدن چند نفر از آنها بدست آمد پس اين مال را بايد به حساب غنيمت بگذارند چون غنيمت آن است كه جنگ و رنجى در كار باشد و اسب تاختن و شتر سوارى داشته باشد و فيئ آن است كه بدون رنج بدست آيد چنان كه ازهرى گفته است : فيء آن است كه خدا باهل دينش بدهد از سرمايهء مخالفين بدون جنگ كه ترك خان و مان و مال خود كنند يا قرار پرداخت مالى بدهند . و اين آيه گفته است آنچه فيئ است مال پيغمبر است و براى همين اشكال است كه مفسّرين اين را به دو جور گفتهاند : 1 - اين آيه براى بنى نضير نيست چون در آنجا محاصره بود و با اسب و شتر بر سرشان رفتند بلكه آيه براى فدك است چون مردم آنجا آواره شدند و آباديها و سرمايه هاى آنجا بدست پيغمبر افتاد و رنج اسب و شتر سوارى و جنگ براى مسلمانان نبود . و پيغمبر از در آمد آنجا مخارج خود و آنها كه به عهده ى او بودند مىپرداخت و آنچه ميماند براى ابزار جنگ و دگر لوازم آن به كار مىبرد و چون آن حضرت از دنيا رفت فاطمه عليها سلام ادّعا كرد كه پيغمبر فدك را بحضرتش بخشيده است : ابو بكر گفت : تو گراميترين مردمى پيش من ولى درستى سخن تو معلوم من نيست و روا نيست كه آن را مال تو بدانم پس ام ايمن و يكى از غلامان آزاد شده ى پيغمبر بسود آن حضرت شهادت دادند . ابو بكر گفت : شاهدى بياور كه در شرع بتوان گواهيش را
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٢٤