تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
اين . و خفاجى گفته است : اين آيه بما دستور داده است باعتبار و عبرت گرفتن يعنى برگرداندن و كشاندن چيزى بهمانندش و استوار كردن حكم آن همانند را بر اين چيز و اين مطلب هم پند گرفتن را مىفهماند و هم قياس عقلى و شرعى را و چون موضوع سخن براى پند است پس بلفظ و عبارت پند را مىفهماند و به اشاره و ضمن گفتار قياس را مىرساند . « ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ - الخ » 5 كشف : چون پيغمبر بسر زمين بنى نضير وارد شد و آنها بقلعه ها رفتند و آماده ى جنگ شدند دستور فرمود درختهاى خرماشان را ببرند و بسوزانند چون مسلمانان دست اندر كار شدند و يهود ديدند فرياد كردند : اى محمّد تو خود را خير خواه مىنامى مگر خير خواهى بريدن درخت خرما است ؟ و يا گمان دارى كه چنين كارى از سوى خدا به تو دستور رسيده است ؟ از سخنان آنها پيغمبر در انديشه و آزرده شد و مسلمانان ، دو دسته شدند پاره اى گفتند : اين تباهكارى و فساد في الأرض است ، و آنها را نبريد كه خدا بما بخشيده است و دسته اى مىگفتند : اين كار راه خشمگين كردن آنها است ، اين آيه در اين گفتگو نازل شد كه كار پيغمبر و مسلمانان بفرمان خدا است كه اگر ببريد يا بجاى گذاريد هر دو بفرمان حق است تا يهود بيچاره شوند « ما أَفاءَ اللَّه عَلى رَسُولِه - الخ » 6 مجمع : ابن عبّاس گفت : اين آيه براى مصرف سرمايه ى كافران آباديهاى دور و نزديك بمدينه نازل شد كه بنى قريظه و بنى نضير بمدينه بودند و فدك كه در سه ميل فاصله از مدينه بود و خيبر و عرينه و ينبع كه همه ى اينها را خداوند ويژه ى پيغمبر كرد كه هر چه خواهد بكند و چون مردم گفتند : چرا اين اموال را پيغمبر قسمت نمىكند اين آيه براى پاسخ آنها آمد . و بعضى گفته‌اند : اين آيه فقطَّ براى مصرف اموال بنى نضير آمد . كشف : يعنى چون جنگى نكرديد و رنج اسب تاختن و شتر سوارى نبرديد و خرجى نكرديد آنچه از سرمايه هاى بنى نضير بدست آمد خدا بپيغمبرش واگذار