و كشيدن يا جنس حكم معيّن شده است چنان كه بعضى گفتهاند و يا براى جنس و خوردنى است و نيز در پول نقد آيا حرمت براى اين است كه هرچه باشد جنسى است كه بها و ثمن قرار داده شده است يا ملاك حرمت چيز ديگرى است و بعضى موجبات ديگر گفتهاند ، پس اين سنجش كه اصل ثابت ندارد غير از اعتبار و پند گرفتن از حادثه اى است براى آينده چون آن حادثه اى اصلى است ثابت كه آينده ى مجهول را به اين مىتوان سنجيد . ولى در مثل ربا و ديگر موارد قياس راهى براى شناسائى مجهول ندارند .
فخر : خلاصه ى دلالت اين آيه بر درستى قياس اين است كه آيه فهمانده است : كفر و پيمان شكستن آزار و گرفتارى بدنبال دارد چه در دنيا باشد يا در آخرت بهر روى اين دو كار مناسب با عذاب است و چون پايه ى قياس و اعتبار را بر اين مطلب گذارديم كه چون كفر و حيله پيدا شد ، عذاب هم فراهم مىشود دشوار است كه آيه بفهماند درستى عمل بقياس را . و در معنى « أُولِي الأَبْصارِ » اختلاف است : 1 - ابن عبّاس گفته است : يعنى اى خردمندان 2 - فرّاء گفته است :
يعنى اى كسانى كه چشم داشتيد و اين حادثه را ديديد .
آلوسى : مشهور است : اين آيه مىفهماند عمل بقياس در احكام شرعى جايز است . چون گفته است « فَاعْتَبِرُوا » و معنى اعتبار عبور و انتقال از چيزى است به چيزى ديگر و همين است معنى قياس كه گذراندن حكم شرعى است از اصلى بفرعى و از اين روى ديه و جريمه ى شكستن دندان را ابن عبّاس گفت « اعتبر حكمها بالاصابع في انّ ديتها متساوية » يعنى شكستن دندان را بانگشتان بسنج كه ديه ى آنها برابر است و چنان كه ديه ى آنها همه بيك قيمت است ديه ى انگشتان هم تفاوت ندارند و همه بيك قيمت هستند . پس مقصود از اعتبروا گذراندن و رساندن حكم است و همين است قياس و سنجش مطلبى با مطلب ديگر . و جواب استدلال مشهور اين است كه معنى اعتبار پند گرفتن است نه كشاندن حكمى از موضوعى به ديگرى چنان كه در آيات ديگر گفته شده است « إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً » و مانند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٢٢