تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
« يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ - الخ » 2 مجمع : اين جمله چند معنى شده است : 1 - حسن بصرى گفته است : يعنى آنچه از خانه هاشان پسند و خوب بود خود ويران كردند تا بدست مسلمانان نيفتد و مسلمانان از بيرون حصار خراب مىكردند تا خود را بدرون آنجا برسانند 2 - زجّاج گفته است : يعنى با اين رفتار و پيمان شكنى خانه هاى خود را در معرض خرابى مسلمانان در آوردند 3 - يعنى به واسطه ى پيمانشكنى گويا كه خود خانه هايشان خراب مىكردند و بواسطه ى جنگ مسلمانان خانه خرابشان كردند . و جمله ى « يُخْرِبُونَ » « يُخْرِبُونَ » با فتح خاء و تشديد را قرائت ابو عمر است و او گفته است : اخراب بر وزن افعال به معنى آن است كه جائى را ويرانه رها كنند و تخريب بر وزن تفعيل بمعنى ويران كردن است . و جمله ى « يُشَاقِّ اللَّه » با تخفيف به صورت دو قاف « يشاقق » نيز خوانده شده است . فخر : مقاتل گفته است : منافقين به آنها پيغام كردند : از قلعه ها بيرون نرويد و جلو كوچه ها را ببنديد . آنها خانه ها را خراب مىكردند و با چوب و سنگ آن ، جلو كوچه ها و راه گذر مسلمانان را مىبستند . و گفته‌اند : يعنى خراب مىكردند تا آنچه چوب و در خوب در خانه ها داشتند بكنند كه بار كنند و ببرند . « فَاعْتَبِرُوا - الخ » 2 مجمع : يعنى اى خردمندان پند بگيريد زيرا معنى اعتبار باريكبين شدن در كارها است براى شناختن دگر چيزها كه همانند آنها است . و مقصود از اين جمله اين است كه چون پيغمبر نويد چيرگى مسلمانان بر كافران و رسيدن بسرمايه ى آنها داده بود و درست انجام شد پس از اين حادثه پند بگيريد و سخنان آن حضرت بپذيريد كه آنچه گفت راست گفت و اين نشانه ى پيغمبرى او است . و اين آيه به هيچ روى نمىرساند درستى عمل به قياس در دين را زيرا اعتبار هيچ وابستگى بقياس ندارد . و براى آنكه معتقد بقياس هست راهى در ترجيح يكى از دو مطلب نيست تا آن را اصل قرار دهد و ديگرى را به آن بسنجد براى نمونه : ربا معلوم نيست در نظرشان كه براى پيمانه