تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
بحيره رفتند . و در مقصود از « اوّل الحشر » پنج قول است . فى ظلال القرآن : حادثه ى بنى نضير در اوائل سال چهارم هجرت پس از جنگ احد و پيش از جنگ احزاب بود و آغاز اين كار از آن شد كه بموجب قرار داد اوّل ورود آن حضرت بمدينه با بنى نضير بايستى خونبهاى دو نفر را كه كشته شده بودند آنها مىدادند پيغمبر با ده نفر از بزرگان اصحاب خود كه علىّ و عمر و ابو بكر نيز در آن ميان بودند براى دريافت خونبها بسوى جايگاه آنها رفتند و چون آن حضرت را ديدند خوش آمد گفتند و وعده كردند آن مال را بدهند ، و در دل انديشه ى كشتن آن حضرت داشتند . چون پيغمبر پاى ديوارى از آنها نشسته بود با يكدگر گفتند : از چنين فرصتى بهتر نيابيد كه از بالاى ديوار سنگى بر سر او زنيد و نابودش كنيد . يهودى بنام عمرو بن جحاش بن كعب داوطلب اين كار شد و بالا رفت تا سنگ بيندازد . به پيغمبر الهام شد كه چنين بدى براى او انديشيده‌اند ، ببهانه اى از جاى بلند شد و چون از چشم ياران پنهان شد و دير كرد آنها در پى آن حضرت گشتند معلوم شد بمدينه برگشته است . و به دنبال پيمان شكنى و بدانديشى آنها پيغمبر بجنگ آنها رفت . ابو السعود : بنى نضير دسته اى از بنى اسرائيل اولاد هارون بودند كه در آشوبها و گرفتاريهاى بنى اسرائيل بمدينه مهاجرت كردند براى درك پيغمبر موعود . و چون آنها از تيره اى بودند كه تا آنگاه كسى دربدرشان نكرده بود و اوّلين بار بود ناچار شدند از جاى خود كوچ كنند ، گفته شده : « لأَوَّلِ الْحَشْرِ » يعنى آنها اوّلين گروهى بودند كه از مدينه بيرونشان كردند ، و يا اوّل دربدرى آنها اين بار بود و آخر ، به زمان عمر بود . « فَأَتاهُمُ اللَّه مِنْ حَيْثُ - الخ » 2 مجمع : در اين آيه آنچه بدست پيغمبر ( ص ) بر سر يهود آمد خداوند به خود نسبت داده است . كشف : يعنى كشتن كعب فرمان خدائى بود كه بر سرشان آمد و موجب ترسى از سوى خدا بود كه در دلهاىشان افكند .