تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
باميد يارى منافقان پايدارى كردند و عاقبت نااميد شدند و سخت ترسناك و كار دشوار گشت و خواهش سازش كردند . پيغمبر فرمود : جز اينكه ترك اين ديار كنيد چاره نداريد . و سازش بر اين شد كه هر سه خانوارشان به اندازه ى باريك شتر آنچه از اموال بتوانند بر شتر گذارند و ببرند و آنچه بماند آنها را در آن بهره نباشد . « أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ - » 2 مجمع : يعنى خداوند فرمان داد كه پيغمبر يهود بنى نضير را از قلعه و خانه و وطنشان بيرون كرد و در معنى « اوّل الحشر » اختلاف است : 1 - ابن عبّاس و زهرى و جبّائى گفته‌اند : يعنى اوّل بار دربدرى از مدينه و فراهم شدنشان بسرزمين شام اين نوبت بود و نوبت ديگر برستاخيز خواهد بود . و ابن عبّاس گفت : چون پيغمبر ( ص ) به آنها فرمود : از اين سرزمين برويد . گفتند كجا رويم ؟ فرمود به زمين محشر . 2 - بلخى گفته است : يعنى براى اوّلين بار ترك وطن چون از همه ى آنها كه از جزيرة العرب اخراج شدند بنى نضير جلوتر بودند و پس از آنها ديگر يهودان بيرون كردند 3 - يمان بن رباب گفته است : يعنى در اوّلين شروع بجنگ با آنها براى پيغمبر ( ص ) گشايش و فتح فراهم شد . فخر : پيغمبر كه پس از كشتن كعب با قشون خود بسوى آنها رفت بر الاغى سوار بود و چون به آنها رسيد فرمود از اين سرزمين برويد ، آنها آماده ى جنگ شدند و بعضى گفته‌اند : مهلت خواستند كه تا ده روز خود را براى رفتن آماده كنند . عبد اللَّه ابيّ به آنها پيغام داد : از جاى خود بيرون نرويد و اگر مسلمانان با شما بجنگند ما كمكتان باشيم و اگر برويد ما هم با شما بيائيم . آنها از اين پيغام گول خوردند و ايستادگى كردند و تا بيست و يك شب در قلعه بماندند و خداوند ترس در دلشان افكند و از يارى منافقين نااميد شدند و خواهش سازش نمودند و پيغمبر نپذيرفت جز كوچ از مدينه و آنها بسوى شام رفتند مگر خانواده هاى ابي الحقيق و حييّ بن اخطب كه آنها بخيبر رفتند و طايفه اى هم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 219 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )