تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
زبان نمىآرد 4 - طبرى از گروهى نقل كرده است كه جمله ها جلو دنبال آورده شده است و در معنى چنين است : آنها كه همسر خود ظهار مىكنند بايد پيش از پساوش و رابطه ى جنسى غلام آزاد كنند و آنكه نتواند دو ماه روزه بدارد و آنكه نتواند شصت بيچاره خوراك دهد و پس بيكى از اين سه كار برمىگردند از گفته ى خود و زناشوئى بجاى مىگذارند 5 - گروهى گفته‌اند : يعنى برمىگردند از گفتهء خود تا آن را بشكنند و نديده انگارند 6 - ديگران گفته‌اند : يعنى دوباره به گفته ى خود برگردند و ظهار مكرّر كنند آنگاه بايد كفاره دهند . و اين معنى را بيشتر اهل علم قبول ندارند . و مذهب ما اين است كه مقصود از جمله آهنگ عمل جنسى است يا بر گشتن است از گفته ى خود كه نتواند زن خود داند مگر كه كفّاره دهد پس سخن اوّلى و ظهار كردن بجاى باقى است تا آنكه كفّاره دهد . « إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ » 5 نفحة الرّحمان نهاوندى : چون رسم دوران جاهليّت را پيغمبر ( ص ) عوض كرد و ظهار كه طلاق آن مردم بود با دادن كفّاره باطل كرد بر مشركين گران آمد و بدشمنى خود افزودند از اينروى به اين آيه آنها را از سر انجام بد ترساند . فى ظلال القرآن : چون در آيت جلو گفته شده است « تِلْكَ حُدُودُ اللَّه » كه خداوند براى مردم اندازه و حد و حكم معيّن كرده است ، براى مخالفين بجملهء « يحادّ » گفته شده است يعنى آنها كه بحدود اسلام تسليم نمىشوند و براى خود حدّى و حكمى درست مىكنند و دشمن مسلمانان مىشوند . « ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى - الخ » 7 ابو الفتوح : عبد اللَّه مسعود از پيغمبر روايت كرده است : اگر انجمنى از سه نفر باشد دو نفر آنها با هم راز نگويند چون سومى دلتنگ مىشود كه از او چيزى پنهان دارند ، ولى اگر چهار نفر باشند راز گفتن روا باشد چون دو نفر ديگر هستند و دلتنگ نمىشوند كه چيزى از آنها پوشيده داشته‌اند . مجمع : در اين آيات سه اختلاف قرائت است « يَكُونُ » با ياء و تاء به صورت