« اجاب » استعمال شده است بمناسبت سبب و مسبّب كه شنيدن خداوند سبب است براى جواب دادن او و معنى چنين است : آن زن كه در كار شوهرش با تو سخن مىگفت و كسب تكليف از تو مىكرد براى ظهار كردن شوهر او را ، خداوند دعايش را اجابت كرد و بسخن او پاسخ گفت .
روزى عمر بر خرى سوار بود و گروهى از پى او ، اين زن به او رسيد و گفت : اى عمر روزى نامت عمير بود بعد عمر شد ، و اكنون امير المؤمنينت گويند پس از خدا بترس كه هر كس مرگ باور داشت از گذشت وقت در انديشه باشد و آنكه حساب باور دارد از عذاب ترسد . مردم بعمر گفتند : براى پير زنى به راه ايستادى ؟ عمر گفت : اين همو است كه خدا از هفت آسمان سخن او شنيد ، چگونه عمر سخن او نشنود .
« لَيَقُولُونَ مُنْكَراً - الخ » 2 مجمع : يعنى آنها كه با زن خود چنين ميگويند سخنى گفتهاند كه در دين ناپسند است و دروغ چون مادر ، آن زن است كه از او كس زائيده شده است و كس را همسرش نزائيده است ، پس خداوند اين دروغشان را بخشيد و آنها را آمرزيد و براى كارشان كفّاره معيّن كرد .
« يُظاهِرُونَ » 2 مجمع : اين كلمه بسه جور خوانده شده است : با ضمّ ياء و تخفيف ظاء و هم « يظهرون » با تشديد ظاء و هاء و فتح ياء بدون الف و « يظهرون » بفتح ياء و تشديد ظاء ، و كلمه ى « امهاتهم » با رفع خوانده شده است به لغت بنى تميم كه چون « هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ » مبتدا و خبر است و امّهات مرفوع است در بودن ماى نافيه نيز از روش سخن نبايد برگشت و بايد مرفوع تلفّظ كرد . و ديگران با نصب خواندهاند چون خبر ماى نفى است و اين لغت مردم حجاز است و مناسبتر با قرآن چنان كه گفتهاند « ما هذا بَشَراً » . بنصب بشر كه خبر ماى نفى است .
« يَعُودُونَ » 3 تبيان : در مقصود از اين جمله اختلاف است : 1 - قتاده گفته است : يعنى بروش اوّل خود برمىگردند كه رابطه ى جنسى و زناشوئى از سر گيرند 2 - ديگران گفتهاند : يعنى برمىگردند بنگهدارى بهمسرى و از او جدا نمىشوند 3 - شافعى گفته : برمىگردد بهمسرى و در دنباله ى ظهار طلاق به
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٠٢