با پيغمبر رو برو مىشدند بجاى سلام مىگفتند « السّلام عليك » و چنين مىنمودند كه مىگويند « السّلام عليك » و پيغمبر در جواب مىفرمود « و عليك » يعنى آنچه گفتى بر خودت باد . بقيّه ى آيه براى سرزنش يهود است بر اين كارشان .
ترجمه :
8 اى پيغمبر نبينى آن مردم را كه جلوگير از راز گفتن شدند و آنها دستبردار از كار خود نشدند و به گناهكارى و دشمنى و نافرمانى پيغمبر با يكدگر راز گفتند و چون برابر تو شوند به غير آنچه خدا براى تو سلام و تحيّت گفته است سخنى گويند و با خود انديشند كه چرا خدا ما را بدين گفتارمان گرفتار نمىكند ؟
البته دوزخ بپاسخشان بس باشد كه به آن پيوست شوند و چه بد سر انجامى است آن
9 اى مؤمنين چو با يكدگر راز گوئيد بگناه و دشمنى و نافرمانى پيغمبر نباشد كه به نكوكارى و پرهيزگارى بود و از خدا بترسيد كه شما را بسويش فراهم مىكنند .
10 همانا آن گونه راز ايشان از سوى ديوان است تا مؤمنين را اندوهگين كنند با اينكه ايشان نتوانند بكس آزار رسانند مگر بفرمان خدا ، پس بايد مؤمنين به خدا توكّل كنند [ تا آسوده بمانند ]
11 اى مؤمنين چون بانجمنى با شما گويند جاى باز كنيد شما بپذيريد تا خداوند بشما گشايش دهد و اگر بشما گويند از جاى خود خيزيد شما ز جاى بر خيزيد كه خداوند پايه ى مؤمنين دانشمندتان را كه دانند و فرمان برند بالا برد چه او به آنچه كنيد آگاه بود .
جهت نزول : كشف : ابن عبّاس گفت : ثابت بن قيس بن شمّاس بمجلس پيغمبر آمد و مردم نشسته بودند و او مىگفت جاى باز كنيد و كس براى او جاى باز نكرد آيت 11 « إِذا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا » براى او نازل شد . مقاتل گفت : مردم در مجالس پيغمبر نزديك آن حضرت مىنشستند ، روزى آن حضرت در صفّه ى مسجد نشسته بود و گروهى كه از مجاهدين بدر نبودند نزديك آن حضرت نشسته بودند و جاى تنگ شده بود كه چند نفر از آنان كه در جنگ بدر حاضر شده بودند و اين خود فضيلتى براى آنها بود وارد شدند و ايستادند تا نزديك پيغمبر جاى باز شود كسى بر نخاست پيغمبر ( ص ) به آنها كه نزديك بودند و در جنگ بدر حاضر نشده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٩٩