إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّه وَرَسُولَه أُولئِكَ فِي الأَذَلِّينَ ( 20 ) كَتَبَ اللَّه لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّه قَوِيٌّ عَزِيزٌ ( 21 ) لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّه وَرَسُولَه وَلَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّه عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْه أُولئِكَ حِزْبُ اللَّه أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّه هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 22 )
معنى لغات : « يُظَاهَرُونَ » يعنى بهمسران خود ميگويند شما بجاى مادر هستيد و آميزش با آنها را بر خود حرام مىكنند . « تحاور » سخن را بر گرداندن و پاسخ دادن و گفتگو كردن . « يُحَادُّونَ » از فعل ماضى « حادّه » يعنى دشمن داشت او را و خشمناكش كرد . « كُبِتُوا » از مصدر « كبت » به سكون باء بمعنى بر زمين زدن ، خوار كردن ، شكستن ، بر گرداندن ، هلاك و نابود كردن . « تَفَسَّحُوا » مصدر مجرّد آن « فسح » به سكون دوّم بمعنى گام بلند و گشاده برداشتن ، اجازه ى سفر براى كس نوشتن ، و « فسوح » بضمّ اوّل و دوّم بمعنى جاى در انجمنى براى كس باز كردن . « انْشُزُوا » از مصدر نشز به سكون دوّم بمعنى از جائى بلند شدن ، از همنشينان رو ترش كردن ، در جاى بلند نشستن ، خوددارى از جاى عوض كردن جهت نزول : مجمع : از ابن عبّاس و قتاده نقل است كه خوله دختر خويلد يا ثعلبه كه زنى از انصار بود و همسر اوس بن صامت روزى اوس از او كام خواست او نپذيرفت و چون اوس مردى تند و زود رنج بود بر او خشمگين شد و اين جمله « انت عليّ كظهر أمّي » كه از طلاق دوران جاهليّت بود به او گفت ، يعنى آميزش من با تو همچنان است كه با مادرم باشد . و پس از آن پشيمان شد و گفت گمان دارم كه ميان ما طلاق و جدائى شد . زن گفت : چنين چيز نباشد ، تو اين را
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٩٦