تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
چون بميرى تو را رها كند . بو ذر جمهر گفت : از دست رفته را نتوان بگريه باز گرداند و آمده را به زور نتوان نگه داشت . فضيل گفت : دنيا آنچه بگيرد نتوان از او پس گرفت و آنچه بدهد خود زود پس بگيرد . قتيبة بن سعيد گفت : در يكى از بيابانهاى قبايل عرب شتر مرده ى زياد ديدم از پير زنى كه آنجا بود پرسيدم اينها از كه بوده است كه مرده است ؟ گفت : آن پير كه بر آن تپه نشسته و پشم مىريسد . نزد او رفتم و پرسيدم اين شترها مال تو بود ؟ گفت بنام من بود . پرسيدم چه شد كه مردند ؟ گفت : آنكه داد ، گرفت . گفتم : در اين حادثه چيزى گفته اى ؟ گفت بلى اين شعرها :
لا و الَّذي انا عبد من خلائقه فالمرء في الدّهر نصب الرّزاء و المحن
ما سرّني موت ابلي في مباركها و ما جرى في قضاء اللَّه لم يكن
حسينى : بيت :
گر دست دهد كراى شادى نكند ور فوت شود نيز نيرزد به غمى
و علىّ عليه السّلام فرمود : هر كه به اين آيه رفتار كند زاهد كامل است . رباعى :
مال ار به تو رو نهد مشو شاد از آن ور فوت شود مشو به فرياد از آن
پندى است پسنديده بكن ياد از آن تا دنيا و دينت شود آباد از آن
« وَالْمِيزانَ » 24 تفسير مقتنيات الدّرر : غزالى گفته است : اين ميزان خدا شناسى است و شناختن كتاب آسمانى و پيغمبران او تا آدمى از پيغمبران راه خود را ياد گيرد . و ديگرى گفته است : چه دليل داريم كه ظاهر آيه را رها كنيم و چه ضرر دارد كه مقصود از ميزان ترازوى داراى دو پله باشد . « وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ - الخ » 25 فخر : يادآورى ايجاد آهن بدنبال فرستادن كتاب و ميزان به چند مناسبت است : 1 - كتاب براى رهبرى نفسانى ميزان براى عدالت اجتماعى آهن براى جلوگيرى آنكه تسليم به عدالت نمىشود 2 - كتاب براى راه ارتباط با حقّ ، ميزان براى ارتباط خلق كه دوست باشند ، آهن براى