يا تواناى بر آفريدن و نابود كردن آسمان شد و يا آهنگ آفرينش عرش كرد .
« وَهُوَ مَعَكُمْ » 4 تأويلات : يعنى چون هستى شما وابسته به او است و در نمودارى و شخصيّت شما نمود خداوندى است پس همه جا او با شما است .
حسينى نوشته : يعنى معيّت علم و قدرت به هيچ حال از شما جدا نبود و اين معيّت نه بعقل مفهوم ميگردد بلكه ذوق آن را بكشف دريابد . بيت :
اين معيّت مىنگنجد در بيان
نى زمان دارد خبر زو نى مكان
روح البيان : در حديث است كه برترين ايمان آدمى اين است كه بداند بهر كجا هست خدا با او است .
يار با تو است هر كجا هستى
جاى ديگر چه خواهى اى اوباش
با تو در زير يك گليم چو او است
پس برو اى حريف خود را باش
« قَدْ أَخَذَ مِيثاقَكُمْ » 8 مجمع : ابو عمرو « اخذ » با صداى جلو همزه به صيغه ى مجهول خوانده است و « مِيثاقَكُمْ » با رفع خوانده است و ديگران با صداى بالاى همزه به صورت معلوم و نصب ميثاق .
« مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ » 10 طبرى : 1 - قتاده گفته است : مقصود فتح مكّه است عامر گفته است : مقصود صلح حديبيه است و پيغمبر آن را فتح عظيم ناميده است .
« وَكُلًّا وَعَدَ اللَّه » 10 مجمع : « كل » با رفع قرائت ابن عامر است و گفته است چون مفعول بر فعل مقدّم شود اقتضاى نصب آن چنان نيست كه پس از فعل باشد چنان كه در اين شعر مفعول مقدّم بر فعل شده و مرفوع خوانده شده است :
قد اصبحت امّ الخيار تدّعي
علىّ ذنبا كلَّه لم اصنع
كه كلمه ى « كلّ » مفعول « لم اصنع » است و چون مقدّم است مرفوع خوانده است و در آيه هم « كلّ » مفعول « وعد » است پس مىشود مرفوع قرائت شود .
« يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ - الخ » 12 طبرى : 1 - قتاده گفته است از پيغمبر ( ص ) براى ما نقل كردهاند كه فرمود بعضى مؤمنين نورشان از مدينه تا صنعا و عدن را روشن مىكند و بعضى كمتر تا كسى كه جز جلو پايش جاى ديگر را روشن