تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
القارعة و الواقعة « آن روز قبه ى اخضر فرو گشايند و بساط اغبر در نوردند و عقد پروين تباه كنند چون چهره ى ماه و خورشيد سياه كنند . اختران را از فلك فرو ريزند سما را بر سمك زنند زمين را بجنبانند . صافى : قيامت را واقعه ناميده است چون يقين است كه خواهد بود . « خافِضَةٌ رافِعَةٌ » 3 طبرى : 1 - يعنى آنها كه به دنيا عزيز بودند و بلند مرتبه پست مىشوند بسوى آتش مىروند و آنها كه به دنيا ناچيز و پست بودند بلند مرتبه مىشوند و بسوى بهشت مىروند 2 - يعنى جاى بلند را قيامت كوتاه كند و جاى كوتاه را بلند كند تا همه برابر شوند و دور و نزديك بمانند هم بشنوند مجمع : در قرائت شاذّ با نصب و صداى بالا خوانده شده است تا حال باشد براى واقعه . ابو الفتوح نوشته : ابن عطا گفت : قومى را بعدل فرو نهد و قومى را به فضل بردارد . « بُسَّتِ الْجِبالُ - الخ » 5 ابو الفتوح : يعنى كوهها را پست كنند و نرم بمانند آرد كنند . كشف : مجاهد گفت : كوهها كنده و شكسته شود . كلبى گفت بر روى زمين بگردانند مثل « يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ » و هم او نوشته : كوهها از بيخ بر كنند تا همچو دودى و گردى شود بر هوا ، آن روز بلال درويش را مىآرند با تاج و حلَّه و مركب بردابرد مىزنند تا بفردوس اعلى برند و خواجه ى او را اميه بن خلف با اغلال و انكال و سلاسل بر وى مىكشند تا بدرك اسفل برند ، آن طيلسان پوش منافق را به آتش مىبرند و آن قبا بسته ى مخلص را ببهشت مىفرستند . آن پير مناجاتى مبتدع را به آتش قهر مىسوزند و آن جوان خراباتى معتقد را بر تخت بخت مىنشانند .
بسا پير مناجاتى كه بىمركب فرو ماند بسا رند خراباتى كه زين بر شير نر بندد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 158 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )