بودند و فزونخواهى
45 و دلباخته ى گناه و بت پرستى
46 و همى گفتند : از پس مرگ كه استخوان و خاك باشيم مگر شود كه زنده شويم و ز جاى برخيزيم ؟
47 يا پدران پيشينمان چنين باشند ؟
48 [ اى محمّد تو به آنها بگو : ] البتّه پيشينيان و واپسان
49 بهنگام پيشبينى شده فراهم شوند و [ گويندشان ]
50 اى گمراهان كه سخن پيغمبران دروغ شمرديد
51 از درخت زقوم برخوردار باشيد
52 و شكم پر كنيد
53 و بر روى آن ز آب داغ دوزخ نوشيد
54 چنان كه هرگز سير نشويد
55 البتّه اين است پذيرائى آنها بروز رستاخيز
56 اى كافران ما شما را آفريديم پس چرا پيغمبر و رستاخيز باور نداريد ؟
57 چه مىانديشيد به آنچه در زهدان مىريزيد ؟
58 شما آدمش مىكنيد يا ما آفريدگار آنيم ؟
59 نه كه ما مرگ بسرنوشتتان كرديم و جلوگير ما كس نتواند شد ؟
60 البتّه توانيم ديگرى همانندتان بجاى شما آوريم و بجورى شما را درست كنيم كه اكنون از آن بىخبريد
61 شما كه مىدانيد به پيدايش نخستين ناچيز بوديد پس چرا به ياد نمىآوريد ؟ [ و پيدايش دوباره را نمىپذيريد ؟ ]
62 هيچ به آنچه كشت مىكنيد انديشيدهايد ؟
63 آيا شما به زير زمين آماده اش مىكنيد و سرش ز خاك بدر مىكنيد تا دانه مىكند يا ما ؟
64 كه اگر بخواهيم همگى بيهوده و كاه كنيم تا شما را از آن شگفت آيد و پشيمان شويد و بگوئيد :
65 ما ز كار خود زيان برديم
66 و از رزق و روزى بمانديم
67 هيچ به آب نوشيدنى خود فكر كردهايد از كجا است
68 آيا شما آن ز ابر فرو ريزيد يا كه ما ؟
69 البتّه اگر خواهيم شور و تلخش كنيم ، پس چرا پاس نعمت نداريد ؟
70 بآتشى كه مىافروزيد بنگريد
71 چوب و درخت آن ما پديد آورديم يا شما ؟
72 البتّه ما آن را راه ياد حق كرديم و دستاويز بهره ى مسافر و حاضر
73 پس اى محمّد نام بزرگ پروردگار خود را ستايش كن
74 كه نه گفتار كافران درست است
75 و سوگند بفرودگاه ستارگان
76 كه اگر بدانند بزرگ سوگندى است
77 اين كه تو مىخوانى قرآنى بزرگوار است
78 در نامه ى پوشيده ز چشمان نوشته
79 و آن را جز پاكان نپساوند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٥٥