است . گفت : مىخواهى دستور دهم حقوق تو را از بيت المال به تو بدهند ؟ گفت آن روز كه نيازمند آن بودم تو ندادى اكنون كه بىنيازم مىخواهى بپردازى ؟
( اين گفتگو اشاره است بسابقه ى آزارى كه از او ديد و حقوقى كه مسلمين و هم اصحاب پيغمبر مىگرفتند عثمان از او بريد . ( تفصيل اين سرگذشت در اوّل كتاب آورده شده است . مترجم ) عثمان گفت : آن را بدختران تو مىدهند . بپاسخ او گفت : آنها را نيازى به آن مال نيست چون سوره ى اذا وقعه به آنها آموختهام كه از پيغمبر ( ص ) شنيدم فرمود : هركه همهء سوره ى اذا وقعه بخواند هرگز روى نيازمندى نبيند .
« إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ - الخ » 1 و 2 طبرى : يعنى فريادى كه رستاخيز به آن به پا مىشود ، چون ابن عبّاس گفته است : كلمات « الْواقِعَةُ . . . ، الطَّامَّةُ . . . ، الصَّاخَّةُ » و مانند اين كلمات كه در قرآن است نام قيامت است كه براى بزرگى آن و فرار مردم از آن به اين نامها ناميده شده است .
مجمع : بعضى گفتهاند : جهت ناميدن قيامت به كلمه ى « الْواقِعَةُ » اين است كه به آن روز سختى زيادى واقع مىشود و پيش آمد مىكند يا براى سختى پيدايش و وقوع آن است و معنى اين است : بخاطر آوريد آنگاه كه واقعه واقع شود و رستاخيز به پا شود .
فخر : يك معنى جمله اين است : چون واقعه واقع شود و قيامت باشد پيدايش آن براى همه نمودار است و كسى نتواند آن را دروغ پندارد .
تأويلات كاشانى : يعنى چون مرگ كسى فرا رسد و قيامت صغرى به پا شود نتواند منكر رستاخيز و قيامت عمومى شود چون او از بدبختى يا خوشبختى خود خبردار مىشود و در مىيابد كه هر كسى چنين سرنوشتى دارد .
كشف نوشته : ياد كن اى محمّد آن روز كه افتادنى بيفتد . قيامت را واقعه فرمود از زودى كه بيفتد ، نبينى كه هر چه بيفتد زودتر از آن به زمين رسد كه بنهند روز سياست و هيبت است روز تغابن و حسرت است ، « يوم الآزفة و الغاشية ، يوم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 157
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٥٧