80 فرود آمده بفرمان پروردگار جهان
81 پس شود كه اين سخن دروغ نپنداريد
82 و پاس روزى و شكر نعمت زندگى را دروغ شمردن حق بدانيد ؟
83 آيا آنگاه كه جان كسى بگلو رسد
84 و شما به چشم خود آن را بنگريد
85 و نبينيد كه ما به آن از شما نزديكتريم
86 اگر راست گويند و خود غلام و گرفتار نيستند ،
87 جان او را از گلو باز گردانيد و زنده اش كنيد
88 بلى اگر كسى از نزديك - شدگان بحقّ بود
89 پاداش او بهشت است و خوشى و آسايش است و شادى
90 و اگر از ياران راستى و فرخندگى بود
91 خوشى و آسودگى تو اى محمد از اين گونه مردم است
92 و اگر از گمراهان باشد كه حقّ دروغ پندارند
93 به آب داغ دوزخ پذيرائى شوند
94 و پيوسته ى آتش باشند
95 البتّه اين سرنوشتى است درست و استوار
96 پس اى محمّد تو نام پروردگار بزرگ خود به پاكيزگى و ستايش بر زبان بيار .
سخن مفسرين : مجمع : ابن عبّاس و قتاده گفتهاند : اين سوره بمكّه آمد مگر اين آيه « وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ » بعضى گفتهاند : بجز اين آيه « ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلِينَ » و « أفَبِهذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ » كه در راه سفر بمدينه نازل شده است ، و بقرائت حجازيها و شاميها نود و نه آيه است ، به حساب قاريهاى بصره نود و هفت آيه است و مردم كوفه نود و شش آيه حساب كردهاند . و در چهارده آيه جاى اختلاف حساب آنها است ، چنان كه « أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ » و « أَصْحابُ - الْمَشْئَمَةِ » و « أَصْحابُ الشِّمالِ » را كوفيها آخر آيه ندانستهاند و ديگران آخر آيه شمردهاند ، و هم « أَصْحابُ الْيَمِينِ » در نظر غير كوفى آخر آيه است و « مَوْضُونَةٍ » به حساب قاريهاى كوفه و حجاز آخر آيه است . و « حُورٌ عِينٌ » به حساب كوفىها و چند نفر از قاريهاى مدينه آخر آيه است . نقل است كه عثمان خليفه به بيمار - پرسى عبد اللَّه مسعود رفت كه در آن بيمارى بمرد ، و از او پرسيد كه ز چه مينالى ؟
گفت : از گناهان خود . پرسيد : چه مىخواهى ؟ گفت : رحمت پروردگار خود .
گفت اجازه مىدهى پزشكى برايت بياوريم ؟ گفت : آنكه بيمارم كرده خود پزشك
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٥٦