تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان مهربان به مؤمنان ، 1 چون بر سر مردم آيد آن حادثه ى روزگار و رستاخيز 2 كس را نرسد كه آن را دروغ پندارد . 3 چه همان است كه يكى را بركشد و بلند دارد و ديگرى پست و ناچيز كند 4 به آنگاه كه بلرزد به سختى زمين 5 و از جاى كنده شود كوهها و چندان برگرد خود بگردد تا چو گردى به هوا پراكنده باشد 6 بآنگاه شما سه دسته باشيد 7 ياران راستى و فرخندگى كه چه خوش باشند 8 و ياران چپى و نادرستى كه چه بد برگزار كنند 9 و پيشقدمان بسوى حق 10 كه مقرّبند و بلند پايه 11 در بستانها بآسايش و خوشى 12 دسته اىشان ز گذشته گان پيشينند 13 و از واپسيان اندك مردمى 14 كه همگى بر تختهاى از طلا بهم بافته 15 برابر يكدگر تكيه كرده اند 16 و غلامانى هميشه آماده « 1 » بخدمتشان 17 با كاسه و كوزه و ابريق ز نوشابه ى خوشگوار 18 كه نه ملال آرد و نه درد سر و نه هرگز تهى گردد 19 و از هر ميوه كه بخواهند 20 و گوشت پرنده آنچه پسندند [ بينند ] 21 و سيه چشمانى 22 چو مرواريد نسفته در صدف مانده 23 بپاداش كار گذشته شان باشد 24 [ البتّه در چنين بستان ] سخن بيهوده و گناه نشوند 25 مگر كه گويندشان : بتندرستى و آسودگى 26 و ياران راستى و فرخندگى چه خوش باشند 27 كه در بستان سدر بىخارند 28 با درختان پر ميوه ى بر هم چيده 29 و سايه هاى دراز 30 و آبشارى ريزان و روان 31 و ميوه هاى فراوان 32 كه نه بسر آيد و نه از آن جلوگيرى بود 33 و هم فرشها دارند بالا رفته به ارزش و زيبائى و آسايش 34 البتّه ما زنها را چه خوب پيدايش دهيم 35 همگى دختر با شوى بذله گوى و دلبر 36 همسالان بيكسان برابر 37 براى ياران راستى و درستى 38 كه گروهى از پيشينيانند 39 و گروهى ز بازپسان 40 و آنها كه ياران چپند و نادرستى چه بد بينند 41 كه در باد گرم و آب داغ گرفتار 42 به زير سايه ى دود 43 نه خنك شوند و نه خوشى بينند 44 چه زان پيش بناز
هامش
( 1 ) مراد بغلام كودك تازه از شير باز گرفته و نوپا است و ولدان جمع وليد است نه ولد . « مصحّح »