تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
« خَيْراتٌ حِسانٌ » 70 شريف لاهيجى : يعنى زنانى كه خوشخوى و خوش خصلت و زيبا چهره‌اند ، و در روضه ى كافى از امام صادق ( ع ) نقل كرده است « هنّ صالح المؤمنات العارفات » . كشف : در معنى اين دو كلمه گفته‌اند : لسن بدفرات ، ( آنكه تنش بد بوى است ) و لا بخرات ( دهنش بد بوى است ) و لا متطلَّعات ( آنها كه مىخواهند از رازهاى نهانى مردم خبردار شوند ) و لا متشوّفات ( آنها كه كنجكاو و آرايش خود مىكنند ) و لا ذربات ( بد زبان ) و لا سليطات ( زبان دراز و پر سر و صدا ) و لا طمّاحات ( كه با غير شوهر نظر دارد ) و لا طوّافات في الطَّرق ( آنكه پيوسته بكوچه ها مىگردد ) . « فِي الْخِيامِ » 72 طبرى : مقصود از خيام خانه ها است چنان كه عبد اللَّه مسعود گفته است : يعنى بدرون جواهر ميان خالى هستند . ابن عبّاس گفته است : در خانه هاى از مرواريد هستند . « مُتَّكِئِينَ عَلى رَفْرَفٍ . . . عَبْقَرِيٍّ » 77 مجمع : 1 - جبّائى گفته است : رفرف فرش مرتفع و بلند 2 - سعيد جبير گفته است : باغهاى بهشتى است 3 - ابن عبّاس گفته است : يعنى مجالس و آنجاىها كه براى نشستن معيّن شده است 4 - حسن گفته است : يعنى بالشها ، و متّكاها ، و « عَبْقَرِيٍّ » 1 - يعنى فرش رنگارنگ ، 2 - مجاهد گفته است : يعنى پارچه ى حرير ، 3 - حسن گفته است : مقصود فرش است ، 4 - قتيبى گفته است : هر پارچه ى برنگهاى زيبا آراسته ، و در كلمات « رَفْرَفٍ » و « عَبْقَرِيٍّ » ، « رفارف و عباقر » به صورت جمع خوانده شده است ، و « خضر » با ضمّ ضاد نيز خوانده‌اند . « تَبارَكَ اسْمُ » 78 تفسير مقتنيات الدّرر : مقصود از فرخندگى اسم خداوند يا كنايه است از فرخندگى صاحب اسم و يا مبالغه است كه چون اسم كسى فرخنده بود پس خود صاحب اسم چه خواهد بود . فخر : كلمه ى « تَبارَكَ » يا بمعنى ثبات و دوام است يا بمعنى علوّ مقام
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 148 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )