فرمودند كه سجود كن نكرد ، آن را فرمودند گندم نخور بخورد آدم را عذر بنهاد كه وى در ازل دوست آمد و زلَّت دوستان در حساب نيارند ،
و اذا الحبيب اتى بذنب واحد
جاءت محاسنه بالف شفيع
ابليس را داغ لعنت بر نهاد كه در ازل دشمن آمد و طاعت دشمنان محسوب نبود .
من لم يكن للوصال اهلا
فكلّ احسانه ذنوب
« سَنَفْرُغُ لَكُمْ » 32 ابو الفتوح : عبد اللَّه مسعود خوانده است « و انّي سأفرغ اليكم » و اعمش سيفرغ به صورت مجهول خواند ، اعرج با نون و راى مفتوح خواند . و با فتح ياء و ضمّ راء قرائت حمزه و خلف و كسائى است و باقى با صداى بالاى نون و صداى جلو راء خواندهاند و نتيجه ى معنى يكى است . و در معنى جمله خلاف است : 1 - ابن عبّاس گفت : يعنى تا از كار خود آسوده شوم و بشما پردازم و مقصود نه اين است كه خداوند كار دارد و فرصت ندارد بلكه بروش سخن مردم است كه در عربى و فارسى نظير دارد كه مىگويند : صبر است مرا تا به تو پردازم ، باش 2 - يعنى پس از آزاد گذاردن و مهلت دادن به كارتان مىپردازم 3 - حسن بصرى و مقاتل و ابن زيد گفتند : اين بيم و نويد است يعنى چون هنگام مزد برسد كارى نباشد جز سزا و پاداش شما مثل آدم بيكاره كه جز همين كارى ديگر ندارد .
« الثَّقَلانِ » 32 فخر : ظاهر اين است كه مقصود جنّ و انس است و ثقل كنايه است از كار بزرگ كه پيغمبر فرمود : « انّي تارك فيكم الثّقلين » .
مجمع : 1 - بواسطه ى اهميت و برترى در فكر و تميز از ديگر موجودات ثقلان ناميده شدهاند 2 - چون موجوديّت و سنگينى دارند چنان كه گفته شده است « أَخْرَجَتِ الأَرْضُ أَثْقالَها » از اينروى ثقلين ناميده شدند .
« شُواظٌ » 36 مجمع : در اين اختلاف قرائت است .
« وَنُحاسٌ » 36 مجمع : اين كلمه با رفع و جرّ خوانده شده است و بعضى