گفتهاند : يعنى با مس گداخته عذاب مىشوند ، و بعضى گفتهاند : با قير و هر فلز گداخته و گفتهاند : با دود عذاب مىشوند .
« لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِه - الخ » 39 ابو الفتوح : 1 - يعنى بقيامت از گناه - كاران نپرسند چون خدا مىداند و فرشتگان نوشتهاند 2 - از گناه شان نمىپرسند چون از چهره شان نمايان است 3 - از بىگناهان نپرسند كه آن گناهكار چه كرده است . و آيا آن آيات كه گفته است : از همه پرسش مىشود با اين آيه چگونه سازش دارد ؟ پاسخ اين پرسش به چند جور گفته شده است :
1 - يعنى نمىپرسند شما گناهكار هستيد يا نه ؟ چون آمار گناهكاران معين است بلكه مىپرسند : چرا اين گناهان از شما نمايان شده است ؟ 2 - با ملايمت و آرامى نمىپرسند و با درشتى و حقارت مىپرسند 3 - چون برستاخيز ايستگاههائى چند است در بعضى پرسند و در بعضى نپرسند 4 - سؤال نمىشوند از گناه ديگران و هر كس مسئول گناه خود مىباشد .
« حَمِيمٍ آنٍ » 44 طبرى : 1 - يعنى آب داغ ببالاتر اندازه رسيده .
2 - آب داغ حاضر .
« جَنَّتانِ » 46 فخر : چون براى مجرم گفته شده ميان آتش و آب داغ مىچرخد كه دو سزا برايش معين شده است . براى مؤمن هم دو بهشت معيّن شده است .
تفسير مقتنيات الدّرر : 1 - يعنى يك بهشت براى انس و يكى براى جن .
2 - يكى براى عقيده يكى براى عمل 3 - يكى براى فرمانبرى و ديگرى براى دست برداشتن از گناه 4 - يكى مزد و ديگرى بخشش و انعام .
« أَفْنانٍ » 48 مجمع : 1 - نعمتهاى جور بجور ، 2 - ميوه هاى جور بجور 3 - شاخه هاى زياد .
« لَمْ يَطْمِثْهُنَّ » 57 تبيان طوسى : 1 - يعنى عمل جنسى با آنها نشده است ، چون عرب مىگويد « ما طمث هذا البعير جمل قطَّ » يعنى شتر نر به اين
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٤٦